تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4004

مساهمون:

ص٤٠٠٤
محصل جمع اين مىشود كه در هر حال بايد از دختر استجازه شود مگر صورتى كه پدرش حضور داشته باشد و در محضر پدر دختر هيچ كاره است و بايد از پدر استيذان شود . اين دو جمع هر چند هر دو عرفى است ليكن جمع دوم صحيح‌تر به نظر مىرسد زيرا نتيجهء جمع اول ( همه - غير از پدر - بايد از دختر استجازه كنند ) با روايات متعددى كه مىفرمايد « ليس لها مع أبيها امرٌ » منافات پيدا مىكند چون ظاهر اين روايات اين است كه براى دخترى كه پدر دارد نقشى نيست يعنى اگر كسى بخواهد براى دختر عقدى بخواند بايد از پدر استجازه كند « 1 » مخصوصاً صحيحهء محمد بن مسلم عن احدهما عليهما السلام كه مىفرمايد : « تستأمر الجارية اذا كانت بين ابويها » دخترى كه هنوز ازدواج نكرده و « بين الابوين » زندگى مىكند . از او در مورد ازدواج نظرخواهى نمىشود « ليس لها مع الاب امرٌ » « 2 » و اما روايت صفوان كه مرحوم آقاى خويى آن را نص در تشريك مىدانند به نظر ما نه تنها نص نيست بلكه ظهور آن هم چندان قوى نمىباشد - همچنان كه در جلسه قبل گذشت - فضلًا از اينكه نص بوده و با آن دسته روايات معارضه كند لذا حمل عبارت « و يكون ذلك برضاها » در روايت صفوان به استحباب استيذان از دختر حمل وجيهى است .

ب ) بازنگرى رواياتى كه « اذن ولى » را لازم نمىداند

از مباحث گذشته به اين نتيجه رسيديم كه روايت معتبرى كه بر استقلال باكره دلالت كند ، نداريم و رواياتى كه بر آن استدلال شده بود يا مناقشهء سندى كرديم يا
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) عبارت « مع أبيها » يعنى « در محضر پدر » و حمل آن بر « مع تزويج أبيها » ( يعنى اگر پدر اقدام به تزويج نمود ، دختر حق مخالفت ندارد ) خلاف ظاهر است چون مستلزم در تقدير گرفتن لفظ « تزويج » است و در معناى اول در واقع چيزى در تقدير گرفته نشده است چون مفهوم حضور از كلمهء « مع » فهميده مىشود . ( 2 ) - جامع الاحاديث 25 / 190 باب 50 از ابواب التزويج ح 12 ، وسائل الشيعة 20 / 273 ، باب 4 از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ح 3
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4004 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز