مبرزى بوده است و ما تنها بعضى از فقرات آن را نقل مىكنيم :
شيخ طوسى عن احمد بن محمد بن عيسى عن الحسن بن محبوب عن ابى ايوب الخرّاز عن يزيد الكناسى قال قلت لأبي جعفر « عليه السلام » متى يجوز للاب ان يزوّج ابنته و لا يستأمرها ؟ قال :
اذا جازت تسع سنين
راوى سؤال مىكند كه چه موقع پدر مىتواند دخترش را بدون نظرخواهى از او به ازدواج در آورد حضرت مىفرمايند هنگامى كه نه سالش تمام شود . پر واضح است كه چون پيش از نه سالگى هيچ كس از دختر خردسالش نظرخواهى نمىكند اين روايت مفهومى كه بايد پيش از نه سالگى از او استيذان شود و پس از نه سالگى لازم نيست ، ندارد بلكه چون دختر پس از بلوغ ، صلاحيت نظرخواهى از او پيدا مىكند راوى سؤال مىكند از چه سنى پدر با اينكه دخترش صلاحيت نظردهى دارد مىتواند بدون استيذان ، او را به ازدواج درآورد ولى در عين حال چون در پاسخ حضرت ابهام اينكه تزويج صبيه توسط پدرش نافذ نباشد وجود داشته ، راوى از حكم پيش از نه سالگى هم صريحاً سؤال مىكند : قلت فان زوّجها ابوها و لم تبلغ تسع سنين فبلغها ذلك فسكتت و لم تأب ذلك أ يجوز عليها ؟ مىپرسد اگر پدرش پيش از نه سالگى او را تزويج كرد و او خبردار شد و سكوت كرد با توجه به اين كه سكوت باكره علامت رضايت اوست آيا عقد صحيح است ؟ قال : ليس يجوز عليها رضا فى نفسها و لا يجوز لها تأبّ و لا سخط فى نفسها حتى تستكمل تسع سنين و اذا بلغت تسع سنين جاز لها القول فى نفسها بالرضا و التأبّى و جاز عليها بعد ذلك و ان لم تكن ادركت مدرك النساء . . . « 1 » مىفرمايند : « دختر » تا پيش از بلوغ نه رضايت و نه مخالفت او هيچ نقشى ندارد و رضايت و مخالفت او تنها پس از بلوغ مؤثر است و اگر پس از بلوغ رضايت داد ديگر حق مخالفت ندارد ( جاز عليها ذلك ) هر چند هنوز به مرحله حائض
هامش
( 1 ) وسائل ، ابواب عقد النكاح و اولياء العقد باب 6 ح 9
جامع الاحاديث 25 / 195 باب 51 از ابواب التزويج ح 10