29 / 2 / 1381 يكشنبه درس شمارهء ( 431 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس اين جلسه :
در اين جلسه ابتدا مختار خود را در جمع بين روايات ذكر نموده و پدر را در امر تزويج باكره مستقل دانسته ، روايات مخالف آن را حمل بر استحباب استيذان از دختر و يا به صورت نداشتن يا غيبت پدر حمل مىكنيم و در ادامه به بررسى اين سؤال مىپردازيم كه آيا مىتوانيم رواياتى را كه در ازدواج دختر « اذن ولى » را لازم نمىدانند بر « غير پدر » حمل كنيم ؟ و در پايان مرورى ديگر بر روايت يزيد كناسى داشته ، آن را از جمع روايات دال بر استقلال پدر خارج مىسازيم .
* * *
الف ) بيان وجه جمع بين روايات توسط استاد مد ظله
پيش از اين گفتيم هيچ روايتى كه براى استقلال بكر بتوان به آن استدلال كرد وجود ندارد ، همه يا از نظر سند و يا از نظر دلالت يا از هر دو جهت مخدوش مىباشند . تنها صحيحهء منصور بن حازم بعمومه دلالت بر عدم استقلال پدر مىكند و در مقابل 31 روايت نقل كرديم كه البته دلالت 7 روايت از آنها ناتمام و 6 روايت ديگر سنداً ضعيف بود و بر خلاف صاحب جواهر كه مىفرمايد جميع آنها يا اكثر آنها ضعيف السند است « 1 » ، 18 عدد آن از نظر سند و دلالت بىاشكال است ، 7 روايت صحيحه و 3 روايت موثقه و سند هشت روايت باقى مانده نيز به نظر ما معتبر مىباشد و دلالت تمام آنها هم بر استقلال پدر يا عدم استقلال دختر و يا به
هامش
( 1 ) جواهر الكلام 29 / 180 سطر ما قبل آخر .