قائل به تشريك شدهاند « 1 »
بررسى ادلهء استقلال ولىّ :
مرحوم آقاى خويى رحمه الله مىفرمايند : « تدلّ عليه ( استقلال ولى ) نصوص كثيرة صحيحة السند » « 2 » و از آن نصوص پنج روايت صحيحه را نقل كرده ، دلالت آن را تمام مىدانند ، سپس مىفرمايند : « الى غير ذلك من النصوص الصحيحة الدالة على استقلال الولى بالامر » « 3 » سپس - با فاصله - مىفرمايند : البته رواياتى كه بر استقلال ولى استدلال شده است بر سه طائفهاند :
طائفه اول : رواياتى كه دلالت مىكنند كه رضايت پدر معتبر و لازم است و عقد بدون رضايت او باطل است ولى در مورد اشتراط اذن دختر سكوت كرده ، نفياً و اثباتاً متعرض آن نشدهاند . خلاصه استقلال دختر را نفى مىكند ولى استقلال پدر را ثابت نمىكند و با تشريك مىسازد .
طائفه دوم : رواياتى كه در مورد دخترى كه پدر دارد ، مىفرمايد : « ليس لها مع أبيها امرٌ » كلمهء امر در روايات مطلق است ، استقلال و اشتراك دختر ، هر دو را شامل مىشود ، يعنى هيچ گونه نقشى - نه استقلالًا نه تشريكاً - براى دختر نيست .
طائفه سوم : رواياتى كه دلالت مىكند كه پدر در نكاح دختر باكره خود مستقل است و عقد او نافذ است هر چند دختر راضى نباشد ، كه صريح در استقلال پدر است .
اگر در مقابل قاعدهء اوليه فقط همين سه دسته روايت را داشتيم قائل به استقلال
هامش
( 1 ) استاد مد ظله : شيخ مفيد رحمه الله در مقنعه و ابو الصلاح حلبى در كافى و شيخ حرّ در وسائل الشيعة - با تفاوتهايى در نحوه بيان - قائل به تشريك شدهاند .
( 2 ) مبانى العروة 2 / 254
( 3 ) مبانى العروة 2 / 256