تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3992

مساهمون:

ص٣٩٩٢
هى أملك بنفسها . . . بعد ان تكون قد نكحت رجلًا قبله » ظهور قوى دارد در اين كه ازدواج باعث ملكيت نفس و اختيار دارى شده است . صاحب جواهر رحمه الله روايت حلبى را - كه بر استقلال پدر در تزويج دختر حتى در جايى كه او راضى نباشد دلالت مىكند - به لزوم تن دادن دختر و راضى شدن به عقد پدر حمل كرده مىگويند : اى لا ينبغى لها معارضة أبيها و ان كرهت نفسها فان اللائق بها ايثار رضا أبيها على رضاها و محبتها « 1 » اين كلام نيز قابل مناقشه است : چگونه مىتوان گفت جواز تزويج پدر حتى در صورت كراهت دختر به معناى اين است كه دختر بايد دست از ناخشنودى خود بردارد تا نكاح پدر جايز و نافذ شود ! به نظر ما دلالت اين صحيحه بر استقلال پدر همانطور كه مرحوم آقاى خويى نيز به آن اعتراف دارند « 2 » صريح مىباشد و حمل « جاز نكاحه و ان كانت كارهة » به اينكه بايد دختر راضى شود ، يك حمل كاملًا غير عرفى و غير قابل فهمى است . صاحب جواهر همچنين مىفرمايند : « رواياتى كه مىگويد لازم نيست پدر نظر باكره‌اش را جويا شود به اين جهت است كه رضايت او حاصل است « 3 » اين كلام نيز محل مناقشه است زيرا در تعدادى از روايات استقلال پدر آمده است كه « ليس لها مع أبيها امرٌ » يعنى دخترى كه پدر دارد ، در مقابل تصميم پدر رأى دختر مطرح نيست نه اين كه رأى دختر لازم است لكن حاصل است . همچنين در صحيحه حلبى در مورد دخترى كه پدرش او را شوهر داده مىفرمايد : « جاز نكاحه و إن كانت كارهة » « 4 » يعنى نارضايى دختر مضر نيست . در موثقه فضل بن عبد الملك آمده است « لا تستأمر الجارية التى بين ابويها اذا أراد أبوها ان يزوّجها ، هو أنظر لها » « 5 » يعنى پدر مصالح دختر را
هامش
( 1 ) جواهر الكلام ج 29 ص 182 ( 2 ) مبانى العروة 2 / 257 ( 3 ) جواهر الكلام 29 / 181 ( 4 ) جامع الاحاديث 25 / 190 ، باب 50 از ابواب التزويج - حديث 10 ( 5 ) جامع الاحاديث 25 / 188 ، باب 49 از ابواب التزويج - حديث 8
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3992 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز