تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3991

مساهمون:

ص٣٩٩١
رشيده نمىتوانيم تفصيل بدهيم و بگوييم اگر ثيبه شد خودش مستقل است و اگر باكره است پدرش ولايت دارد و حال آن كه اين تفصيل در چندين روايت معتبر آمده است . ثانياً : اين جمع ، جمع تبرّعى محض است و دليلى نداريم كه روايات استقلال پدر را به صورت عدم رشد نكاحى دختر مقيد سازيم . خلاصه اين جمع شاهد جمع ندارد . ان قلت : از صحيحهء فضلاء استفاده مىشود كه اگر دخترى در امر ازدواج ، رشد كافى داشت ، در نكاح خويش مستقل است . و اين روايت قرينه مىشود كه روايت استقلال پدر را بر غير اين مورد حمل كنيم . قلت : ظاهر استعمالات سفيه و غير سفيه ، سفاهت و رشد در امور مالى است و ورود آن در باب نكاح قرينهء آن نيست كه منظور از آن سفاهت و رشد در مسأله نكاح باشد زيرا همانطورى كه از روايت زراره استفاده مىشود يكى از اسباب استقلال در امر نكاح رشد مالى است « اذا كانت المرأة مالكة امرها ، تبيع و تشترى و تعتق و تشهد و تعطى من مالها ما شاءت فان امرها جايز ، تتزوج ان شاءت به غير اذن وليها » « 1 » و اگر عنوان غير السفيه را ظاهر در رشيد مالى ندانيم ، ظهور در رشيد در امر نكاح ندارد تا بتواند شاهد جمع باشد . صاحب جواهر رحمه الله پس از اين جمع ، جمع دومى را نيز مطرح مىكنند و مىفرمايند : « ممكن است روايات اعتبار اذن پدر يعنى رواياتى را كه دخترها را از ازدواج بدون اذن پدر نهى مىكند به قرينه رواياتى كه صريح در استقلال دختر هستند حمل بر كراهت كنيم » به نظر مىرسد كه روايات اشتراط اذن پدر قابل چنين حملى نيست و مثلًا رواياتى كه مىفرمايد : « ليس لها مع أبيها امرٌ » ظهور قوى در نفى استقلال دختر و اشتراط اذن پدر دارد و صحيحهء حلبى كه در مورد ثيب مىفرمايد :
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث 25 / 190 - باب 50 از ابواب التزويج حديث 9 وسائل 20 / 285 - باب 9 از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد حديث 6
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3991 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز