مراد از أبان در سند روايت ابان بن عثمان است و مراد از فضل بن عبد الملك همان ابو العباس بقباق است و هر دو از ثقات هستند و طبق تحقيق ابان امامى مذهب است و فطحى يا ناووسى نيست و سه نفر ديگر جزء ثقات واقفيه هستند . اين روايت مىگويد : پدر لازم نيست از دختر باكرهء خود اجازه بگيرد . اما در مورد ثيّب اجازه گرفتن لازم است .
2 ) عدّة من اصحابنا عن سهل بن زياد عن احمد بن محمد بن ابى نصر عن داود بن سِرحان عن ابى عبد الله عليه السلام ( فى حديث ) قال : و اليتيمة فى حجر الرجل لا يزوّجها الّا برضاها . « 1 »
اين روايت از نظر سند اشكالى ندارد چون ما سهل بن زياد را ثقه مىدانيم . از نظر دلالت هم مفهوم روايت اقتضا مىكند اذن دختر معتبر نباشد چون شبههاى كه امام عليه السلام در صدد نفى آن برآمدهاند اين بوده كه يتيمهاى كه در حجر رجل است به منزلهء دختر خودش است كه رضايتش معتبر نيست . حضرت فرموده : نه مثل او نيست و رضايتش شرط است . اين تعبير نظير اين است كه گفته شود ولد خوانده مَحرم نيست و ازدواج با او جائز است كه مفهوم اين تعبير آن است كه ولد خوانده حكم ولد را ندارد و ازدواج با ولد جايز نيست .
ناگفته نماند كه مراد از يتيمه در اين روايت ، دختر كبيره است نه صغيره ، چون رضايت صغيره اصلًا اثرى ندارد و سيد مرتضى رحمه الله هم فرموده كه كلمهء يتيمه بر كبيره هم اطلاق مىشود .
3 ) يزيد الكناسى قال : قلت لأبى جعفر عليه السلام متى يجوز للأب ان يزوّج ابنته و لا يستأمرها ؟
قال : اذا جازت تسع سنين « 2 »
در مورد يزيد كناسى توثيق صريحى پيدا نكرديم ولى مىتوان وثاقت او را به اين طريق اثبات كرد كه اجلّاء مهم مثل ابى ايّوب خرّاز ، حسن بن محبوب ، جميل بن
هامش
( 1 ) همان ، ح 435 .
( 2 ) همان ، ح 447 .