تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3973

مساهمون:

ص٣٩٧٣
سند موثق عن عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله عليه السلام قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام الجارية يريد ابوها ان يزوجها من رجل ، و يريد جدّها ان يزوجها من رجل آخر فقال الجدّ اولى بذلك [ ما لم يكن مضاراً ] ان لم يكن الاب زوّجها قبله . « 1 » ولى اين دو روايت هم قابل استناد نيست ، چون روايت ناظر به اين كه آيا پدر و جد ذاتاً ولايت دارند يا خير ؟ نيست ، بلكه صورتى را كه ازدواج پدر و جد صحيح بوده را ناظر است ، حال به جهت اين كه در مورد صغيره مىباشد يا اگر در مورد كبيره هم بوده هر دو از طرف دختر مأذون بوده‌اند يا به جهت ديگر ) ، در اين صورت روايت نسبت به صحت تزويج پدر و جد نسبت به دختر و نوه خود به طور كلى اطلاق ندارد بلكه بر فرض صحت ذاتى ، ترجيح جد بر پدر را بيان مىكند . البته در روايت دوّم ذيلى وجود دارد كه در نقل كافى و تهذيب آمده و در نقل فقيه نيست كه ممكن است استدلال بدان را تمام بدانيم : « و يجوز عليها تزويج الاب و الجد » . خلاصه جز اين يك روايت « 2 » ، ساير رواياتى كه مرحوم نراقى به آنها استناد جسته ، دلالت بر استقلال پدر ندارد ، ادامه نقل و بررسى روايت را در جلسات آينده خواهيد ديد ، ان شاء الله . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث 20 : 198 / 36862 ، همان باب ، ح 16 ، وسائل 20 : 289 / 25650 ، همان باب ، ح 2 . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) استاد - مد ظلّه - در درس امروز اين استدلال را تمام دانسته ولى در يكى از دروس قبل با عنايت به اين كه مرجع ضمير « عليها » مىتواند خصوص مورد روايت باشد ( نه مطلق جاريه ) استدلال به روايت را ناتمام مىدانند .