خلاصه با عنايت به اين كه در تمام آياتى كه در اين بحث به آنها استدلال شده خواه بر استقلال پدر يا بر استقلال دختر تمسّك شده ، موضوع آيه نكاح شرعى است ، لذا استقلال يا عدم استقلال پدر را بايد از خارج ( و نه از اين آيه ) بدست آورد .
چون هيچ حكمى قادر به اثبات موضوع خود نيست ، بلكه موضوع بايد از دليل خارجى اثبات گردد .
ج ) استدلال به روايات و بررسى آنها :
رواياتى كه براى ولايت پدر يا نفى استقلال باكره استدلال شده يا امكان استدلال به آنها وجود دارد ، مجموعاً چهل روايت است كه شيخ انصارى به يك روايت و مرحوم نراقى در مستند به هفت روايت استدلال نمودهاند ، سى و دو روايت ديگر را نيز ما يافتهايم ، بنابراين ، اگر رواياتى كه مثبتين استقلال باكره به آنها تمسك كردهاند از جهت سند و دلالت قابل استناد باشند ، با اين روايات در تعارضند و بايد براى حل تعارض آنها بحث كرد ، البته اگر رواياتى كه براى تشريك پدر و باكره در امر ازدواج باكره استدلال شده به اين روايات بيفزاييم ، تعداد روايات از چهل روايت هم بيشتر خواهد شد ، ابتدا روايتى كه شيخ انصارى بدان استدلال كرده نقل و بررسى مىگردد .
1 ) روايت سعد بن اسماعيل عن أبيه :
قال سألت الرضا عليه السلام عن رجل تزوج ببكر او ثيب لا يعلم ابوها و لا احد من قراباتها ، و لكن تجعل المرأة وكيلًا فيزوجها من غير علمهم ، قال لا يكون ذا . « 1 »
امام عليه السلام در اين روايت تصريح كردهاند كه باكره بدون اطلاع پدر و اقربا ازدواج
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث ، 25 : 190 / 36838 ، باب 50 از ابواب التزويج ، ح 11 ، وسائل الشيعة 20 : 272 / 25608 ، باب 3 از ابواب عقد النكاح ، ح 15 .