تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3965

مساهمون:

ص٣٩٦٥
هست يا قرشيه نيست ، با استصحاب عدم قرشيت ( به نحو عدم ازلى ) حكم به قرشيه نبودن اين زن مىكنيم . در استصحاب عدم ازلى اشكالاتى وجود دارد كه فعلًا به آنها كارى نداريم ، همچون اين اشكال كه قضيه سالبه به انتفاء موضوع ، قضيه عرفى نيست ، لذا در استصحاب عدم ازلى ، به نظر عرف ، يقين سابق وجود ندارد ، همچون به عقيده ما در شك در مقتضى استصحاب جارى نيست بلكه بايد مقتضى در استصحاب احراز گردد . « 1 » و در استصحاب عدم ازلى ، مقتضى ثابت نيست . صرف نظر از اين اشكالات ، اين اشكال مطرح است كه به نظر عرف عدم قرشيت زن قبل از وجود ( به نحو عدم ازلى ) با عدم قرشيت بعد از بلوغ دو عدم است نه يك عدم ، پس نمىتوان استصحاب عدم ازلى را به نحو استصحاب شخصى جارى دانست ، ولى در ما نحن فيه ممكن است بگوييم عدم استقلال دختر باكره قبل از بلوغ و بعد از بلوغ عرفاً يك عدم به شمار مىرود نه دو عدم ، البته اين مسأله به ادراك وجدانى افراد بازمىگردد و چندان استدلال‌بردار نيست . به هر حال در استصحاب اين بحثها وجود دارد و مهم در مسأله ، ملاحظه ساير ادله مىباشد . « 2 »

4 ) استدلال به آيات قرآن بر ولايت اولياء و عدم استقلال دختر :

پيشتر ديديم كه قائلان به استقلال دختر به آياتى از قرآن تمسك جسته‌اند ، كسانى هم كه به ولايت پدر قائلند و استقلال دختر را منكرند به آيات تمسك كرده‌اند ، آيه
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ »
« 3 » با عنايت به اين كه در آن دستور النكاح به
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) استاد - مد ظلّه - اشاره مىفرمودند كه همچنانكه مرحوم محقق همدانى در حاشيه رسائل اشاره كرد ، ظاهر ادله استصحاب با تعابير همچون « فليس ينبغى لك » اشاره به قاعده‌اى عقلايى دارد ، قاعده عقلايى استصحاب با شك در مقتضى ثابت نيست ، بلكه بايد مقتضى بقاء احراز گردد . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) استصحاب در صورتى مىتواند مطرح گردد كه ادله لفظى از نوع امارات در كار نباشد ، لذا تنها در صورتى مىتوان به استصحاب رو آورد كه ما از آيات و روايات مسأله استقلال يا عدم استقلال باكره را نتيجه نگرفته باشيم . ( 3 ) سوره نور / 32 .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3965 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز