تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3945

مساهمون:

ص٣٩٤٥
انسان است ، به اين تعبير فارسى در استفتاء توجه كنيد : « دخترى نزد پدر و مادرش مىباشد ، آيا مىتوان بدون اجازه پدر و مادر نزد او رفته از وى بهره جنسى برد » آيا همين تعبير ذيل ( كه ظاهر آن بهره‌گيرى جنسى بىواسطه است ) نمىتواند قرينه باشد كه مراد از سؤال ، همسر عقد بسته است كه هنوز به خانه شوهر نرفته است ؟ « 1 » به هر حال به نظر مىرسد كه روايت ظهور در مسأله مورد بحث ما ندارد .

6 ) روايت سماعة بن مهران :

محمد بن على بن محبوب عن احمد بن محمد عن محمد بن سنان عن محمد بن عمّار عن سماعة بن مهران عن ابى عبد الله عليه السلام قال قلت له رجل جاء الى امرأة فسألها ان تزوجها نفسها ، و قالت : ازوجك نفسى على ان تلتمس منى ما شئت من نظر او التماس و تنال منى ما ينال الرجل من اهله الّا انّك لا تدخل فرجك فى فرجى و تتلذذ ما شئت فانّى اخاف الفضيحة قال لا بأس ليس له منها الّا ما اشترط . استدلال به اين روايت در بحث استقلال باكره با توجه به اطلاقى است كه از ترك استفصال نسبت به باكره يا ثيبه بودن زن به دست مىآيد ، اين حديث هم از جهت دلالت و هم از جهت سند نياز به بحث دارد ، درباره دلالت روايت پس از اين در ذيل روايت اسحاق بن عمار سخن خواهيم گفت .
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) شايد بتوان در تأييد كلام استاد - مد ظلّه - به روايت ديگرى با همان سند از ابو سعيد قمّاط استناد جست ، لفظ اين حديث كه ظاهراً با روايت پيشين متّحد است چنين است : عن ابى سعيد [ القمّاط ] قال سئل ابو عبد الله عليه السلام عن التمتّع من الابكار اللواتى بين الابوين فقال : لا بأس و لا اقول كما يقول هؤلاء الاقشاب ( جامع الاحاديث 26 : 76 / 38395 ، همان باب ، ح 2 ) . كلمه « اقشاب » جمع قِشْب است ، قشب را در لغت به معناى « من لا خير فيه » دانسته‌اند معناى ديگرى براى قشب ذكر شده است كه جالب توجه است : القشب : اليابس الصلب ( لسان العرب ) به نظر مىآيد كه اقشاب اشاره به مردان خشك متعصّب سبك‌مغز دارد كه تنها به تعصبات كور و عادات قومى مىانديشند و فايده‌اى در آنها نيست ، اين مطلب مؤيد آن است كه اين روايت در صدد ردع از رسم تعصب‌آميز آن زمان ( و اين زمان ) بوده كه بهره‌گيرى جنسى از همسر را قبل از رفتن به خانه شوهر را بسيار زشت و قبيح دانسته و چه بسا از هر محرّمى محرّمتر بدانند ، به هر حال معناى استاد - مد ظلّه - درباره اين روايت اگر ظاهر نباشد ، لا اقل محتمل است و مانع تمسك به روايت .