تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3943

مساهمون:

ص٣٩٤٣
اولًا : زنى كه در زمان سابق در بيابان به تنهايى سفر مىكرده ، اين امر خود چه بسا اطمينان مىآورده كه اين زن يا ثيبه است يا اگر هم باكره باشد با پدر و جدش ( بلكه ساير اولياى عرفى ) زندگى نمىكند ، در نتيجه ممكن است ، براى سائل روشن بوده كه در مورد باكره‌اى كه نزد پدرش است اذن پدر شرط است يا تمام العله اذن پدر است ، ولى محل احتياج او غير از اين فرض بوده و آن را سؤال كرده است . « 1 » ثانياً : معمولًا كسى كه با زنى قصد ازدواج دارد كه وى را نمىشناسد سؤالاتى و تحقيقاتى مىكند ، لذا ممكن است ، همچنان كه از شوهردار بودن و فاحشه نبودن وى سؤال كرده ، از باكره و ثيبه بودن او هم پرسش نموده است ، ولى بين اين دو موضوع فرق است ، در مورد زن ناشناس قول او چه بسا درباره شوهردار بودن و فاحشه نبودن اطمينان نياورد ، لذا به حجيت تعبدى قول زن نياز باشد ، ولى نسبت به باكره نبودن اطمينان‌آور است ، زيرا ممكن است شخص ثيبه خود را باكره جا بزند ولى برعكس شخص باكره نوعاً نمىگويد من ثيبه هستم ، بنابراين ممكن است باكره نبودن مورد سؤال روشن بوده است . خلاصه اطلاق سؤال سائل نسبت به باكره‌اى كه در نزد پدر و جد زندگى مىكند روشن نيست ، بنابراين نمىتوانيم از ارتكاز وى ( بر فرض وجود ) در اين مسأله بهره جست .

5 ) مرسله ابى سعيد القمّاط :

محمد بن احمد بن يحيى عن موسى بن عمر بن يزيد عن محمد بن سنان عن ابى سعيد القمّاط عن رواه قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام : جارية بكر بين ابويها تدعونى الى نفسها سرّاً من ابويها أ فأفعل ذلك قال : نعم و اتق موضع الفرج قال قلت : فان رضيت بذلك قال : و ان رضيت بذلك فانّه عار على الابكار « 2 » تقريب استدلال به روايت واضح است .
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) از اين بيان استاد - مد ظلّه - روشن مىگردد كه محتمل است سائل نسبت به اين امور شك داشته ولى چون محل احتياج او غير اين فرض بوده ، نيازى به سؤال از حكم باكره‌اى كه نزد پدرش بوده نديده است ، پس احتمالًا سائل هيچ ارتكازى ( اثباتاً و نفياً ) نداشته تا تقرير شده باشد . ( 2 ) وسائل الشيعة 21 : 33 / 26453 ، باب 11 از ابواب المتعة ، ح 7 ، جامع الاحاديث 26 : 75 / 38400 ، باب 7 از ابواب المتعة ، ح 7 .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3943 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز