4 / 2 / 1381 چهارشنبه درس شمارهء ( 424 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس اين جلسه :
در اين جلسه بررسى روايات مورد استدلال براى استقلال باكره ( از جمله روايت زراره و روايت عبد الرحمن بن ابى عبد الله و روايت ابى مريم ) را پى گرفته و از حيث سند و دلالت مورد تجزيه و تحليل قرار خواهيم داد .
* * *
الف ) بررسى روايات مورد استدلال براى استقلال باكره :
1 ) اشكال به كلام صاحب روضة المتقين در معناى روايت فضلاء :
در جلسهء قبل گفتيم يكى از معناهايى كه براى « التى ملكت نفسها » در روايت فضلاء ذكر شده است ، معنايى است كه مرحوم مجلسى در روضة المتقين فرموده و صاحب جواهر نيز آن را احتمال داده ، و آن اين است كه مراد بالغه باشد اين معنا علاوه بر اشكالاتى كه در جلسهء قبل بيان كرديم ، منحصراً داراى اشكالى خاص مىباشد . چرا كه بلا اشكال جمله « التى ملكت نفسها » در اين روايت قيد توضيحى براى كلمه « المرأة » نيست زيرا معناى مرأة واضح و روشن است و داراى ابهام نيست ، بلكه اين جمله قيد احترازى است . حال مىگوييم مراد از اين قيد نمىتواند بالغه باشد چون كه كلمه « المرأة » اساساً در مورد زن بالغه اطلاق مىشود ، همانطورى كه رجل نيز به مذكر بالغ ( مرد ) اطلاق مىگردد و به پسر بچه ، رجل گفته نمىشود . مقسم براى بالغه و غير بالغه ، « انثى » است و در قرآن كريم نيز از غير بالغه تعبير به انثى شده است
« إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى »
پس بنابراين مراد از « ملكت نفسها » با توجه به اينكه قيد احترازى است ، نمىتواند بالغه باشد .