دلالت روايت زرارة :
قبل از بيان دلالت روايت بر استقلال باكره نكتهاى كه از اين روايت استفاده مىشود متذكر مىشويم ، عبارتى در صحيحهء فضلاء گذشت « غير السفيهة و لا المولى عليها » ، در تفسير سفاهت بين شهيد ثانى و صاحب جواهر اختلاف است . شهيد ثانى رحمه الله در مسالك « 1 » سفاهت را به معناى سفاهت مالى و عدم سفاهت را رشد مالى معنى كردهاند ، در مقابل صاحب جواهر رحمه الله فرمودهاند كه مراد از سفاهت ، سفاهت در امر ازدواج است نه سفاهت مالى چون ازدواج پيمانى غير مالى است و دليلى نداريم كه براى استقلال در امر نكاح رشد مالى معتبر باشد در نتيجه زنى كه رشد متناسب با ازدواج را دارد ولى فقط رشد مالى ندارد تحت ولايت ولىّ خود باقى مانده باشد « 2 » به نظر مىرسد در اين نزاع حق با شهيد ثانى رحمه الله است زيرا اولًا نكاح پيمانى صرفاً غير مالى نيست بلكه از آنجا كه متضمن مهريه و مستلزم نفقه است پيمانى مالى نيز مىباشد . ثانياً از روايت زراره استفاده مىشود كه بين رشد مالى و استقلال در امر نكاح ملازمه هست . مىفرمايد : زنى كه رشد مالى دارد تبيع و تشترى و . . . فان امرها جائز ، تزوج ان شاءت به غير اذن وليّها . اين روايت مؤيّد آن است كه عبارت « غير السفيهة » در صحيحهء فضلا به معناى رشيد مالى مىباشد .
قسمتى از بحث دلالى اين روايت در مباحث قبل « 3 » گذشت و ادامهء آن را در جلسهء بعد پى مىگيريم . ان شاء الله تعالى .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) مسالك 7 / 124 .
( 2 ) جواهر 29 / 177 سطر اول به بعد .
( 3 ) رجوع شود به جزوهء 416 .