ميثمى محدّث كه در تهذيب آمده يعنى حماد بن عيسى با شاگرد على بن اسماعيل ميثمى متكلم يعنى صفوان بن يحيى هم طبقه هستند پس خود اينها لااقل دو طبقه با هم فاصله دارند . به اين جهت به نظر مىرسد كه على بن اسماعيل ميثمى محدّث غير از على بن اسماعيل متكلم باشد از اين رو دو احتمال در مقام هست . احتمال اول كه بعضى تحقيق كردهاند اين است كه على بن مهزيار شاگرد على بن اسماعيل ميثمى متكلّم است . رواياتى كه در تهذيب به على بن اسماعيل ميثمى نسبت داده شده است همه مال شاگردش على بن مهزيار . . . . تمام مشايخ على بن اسماعيل ميثمى تهذيب همان مشايخ على بن مهزيار هستند مثلًا يك روايت مفصّلى على بن مهزيار دارد كه تقطيعشدهء همين روايت را على بن اسماعيل ميثمى نقل كرده است بنابراين اشتباهى در سند رخ داده و روايات على بن مهزيار به على بن اسماعيل ميثمى متكلم نسبت داده شده است كه اين از باب اشتباه استاد به شاگرد است . و چون على بن مهزيار ثقه است پس روايت از نظر سند اشكالى ندارد .
احتمال دوم : اينكه دو نفر على بن اسماعيل ميثمى داشته باشيم كه دو طبقه يا يك طبقه عقبتر از على بن اسماعيل ميثمى متكلم باشد . توضيح اينكه از امورى كه خيلى شايع است اين است كه اسم جدّ را روى نوه مىگذارند . اين نوع نامگذاريها در سادات و علماء زياد است . بنابراين نسب اين گونه باشد على بن اسماعيل بن على بن اسماعيل كه اين على بن اسماعيل نوهء آن على بن اسماعيل متكلم باشد . « 1 »
لكن چون در سند على بن اسماعيل ميثمى آمده و مطلق منصرف به متكلم معروف مىباشد مرحوم نجاشى كتاب الطلاق و كتاب النكاح را به آن متكلم نسبت داده در حالى كه اين دو كتاب از نوهء او مىباشد .
طبق اين احتمال سند روايت از اين ناحيه مورد مناقشه واقع مىشود و چون احتمال او متعين نيست و احتمال دوم هم وجود دارد و توثيقى يا معروفيتى نسبت به نوه در دست نيست روايت سندش تمام نخواهد بود .
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) مثلًا مرحوم آقاى حاج شيخ محمد تقى آملى رضوان الله عليه و پدرشان اسم جدّ هر كدام را روى نوهءشان گذاشتهاند ايشان : محمد بن على بن محمد بن على هستند . در نسب شيخ منتخب الدين نيز همين امر تكرار شده است . « على بن عبيد الله بن الحسن بن الحسين بن الحسن بن الحسين بن على بن بابويه القمى » .