تفسير دوم : بگوييم اين روايت در مقام ردّ عامه است . عامه مىگويند مردان براى ازدواج نيازى به ولى ندارند ولى بانوان بدون ولى نمىتوانند ازدواج كنند - هر چه ثيبه باشند - و چون هميشه بانوان يك ركن عقد را تشكيل مىدهند لذا روايت فرموده : « لا نكاح الّا بولىّ . . . » و ولى در مرحلهء اول ولى خاص - پدر ، جدّ ، عمو و برادر و . . . است و در مرحلهء بعد ولى عامّ مانند حاكم است كه ولىّ من لا ولىّ له مىباشد و خلاصه ازدواج در هيچ شرائطى بدون ولى دختر صحيح نيست ، روايت فضلاء اين تخيّل عامه را ردّ مىكند ، تعبير به غير ولى يعنى بدون داشتن ولى خاص و يا در معناى مصاحبه به كار رفته است . روايت مىفرمايد : اگر زن مالك امر خود شده و شرايط استقلال را داشت مىتواند بدون داشتن ولى خاص ازدواج كند . پس در حالى كه ولى خاص - پدر و جد و . . . - ندارد - بر خلاف نظر عامه - مىتواند ازدواج كند و نيازى به رعايت نظر حاكم شرع كه ولى من لا ولى له است ، نيست .
بنابراين تفسير نيز روايت حكم ديگرى را بيان مىكند و ناظر به اين جهت نيست كه كدام يك از بانوان در امر نكاح مستقل هستند و آيا باكره مستقل در امر نكاح است يا خير ؟
تفسير سوم : برخى از كارهاست كه انسان نبايد مستقيماً آن را انجام بدهد بلكه بايد براى انجام آن واسطهاى بفرستد و اين امر در جوامع مختلف متفاوت است - مانند خواستگارى در جامعهء كنونى ما - در مسأله ازدواج نيز زمينه چنين تخيّلى بوده كه حجب و حياء زن اقتضاء مىكند كه مستقيماً خودش مجرى صيغه نكاح نباشد و اين كار را به ولىّ خود واگذار كند ، روايت اين تخيّل را دفع مىكند و مىفرمايد : زنى كه استقلال در نكاح دارد مىتواند مباشرة اقدام به ازدواج نمايد و تزويجها به غير ولى - يعنى مباشرةً - جايز و لازم نيست كه براى ازدواج واسطه قرار دهد .
بنابر تفسير سوم نيز روايت بيان نمىكند آيا باكره مستقل در امر نكاح هست يا خير ؟
البته از جهت ديگرى اين تفسير قابل مناقشه است زيرا اين روايات ناظر به
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3920
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣٩٢٠