تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3919

مساهمون:

ص٣٩١٩
بنابراين نمىتوان گفت كه مراد از التى ملكت نفسها ، بالغه ( احتمال دوم ) يا حرّه ( احتمال سوم ) يا ثيبه ( احتمال چهارم ) است ، پس هيچ يك از اين احتمالات دوم و سوم و چهارم عرفى نيست . بنابراين بايد به تفسير صاحب جواهر كه تفسيرى عرفى از اين حديث شريف است برگرديم ، و بگوييم اگر معناى التى ملكت نفسها زنى باشد كه حتى در باب نكاح اختياردار است مفاد حديث شريف ضرورت به شرط محمول خواهد شد لذا براى فرار از چنين اشكالى مىگوييم التى ملكت نفسها يعنى زنى كه در انجام معاملات ( غير از باب نكاح ) اختياردار است و به تعبير صحيحهء زرارة تبيع و تشترى و تعتق و تشهد و تعطى من مالها ما شاءت . چنين كسى تزويجها به غير ولى جايز ، بنابراين بالغه باكرهء رشيده در ازدواج خود مستقل بوده و صحيحهء فضلاء از ادلهء استقلال باكره خواهد بود . البته اگر نتوانيم به معناى ظاهر حديث شريف ملتزم شويم تفسير صاحب جواهر تفسير خوبى است و مقدم بر تفاسير ديگر است حالا ببينيم آيا مىتوانيم معنايى براى اين حديث بكنيم كه « التى ملكت نفسها » را به معناى ظاهر خودش گرفته ، قدرى به آن اضافه نكنيم و در عين حال مبتلا به اشكال مصادره به مطلوب هم نشويم .

تفسير استاد مد ظله از صحيحهء فضلاء :

به نظر مىرسد كه اين روايت شريف را به چندين شكل بتوانيم تفسير كنيم : تفسير اول : « التى ملكت نفسها » ناظر به حكم وضعى و « ان تزويجها به غير ولى جايز » ناظر به حكم وضعى باشد يعنى زنى كه استقلال در نكاح دارد . تكليفاً نيز لازم نيست از ولى خود اجازه بگيرد . « ان تزويجها به غير ولى جايز » يعنى حرام نيست . بنابراين تفسير ، روايت فضلاء از ادلهء استقلال بكر نخواهد بود ، چون فقط تكليف بانوانى را كه در نكاح مستقل هستند بيان مىكند و ناظر به اين جهت نيست كه چه كسانى در امر نكاح مستقل هستند .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3919 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز