3 / 2 / 1381 سهشنبه درس شمارهء ( 423 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
بحث در ادلهء استقلال باكره در نكاح خويش بود . در اين جلسه بررسى دلالت صحيحهء فضلاء را پى مىگيريم و پس از آن روايت زراره را مطرح كرده ، سند آن را بررسى مىكنيم .
* * *
[ ادامهء بحث در روايت اول صحيحهء فضلاء ]
يكى از رواياتى كه به آن استدلال شده بود بر اين كه باكره در ازدواجش مستقل است و لازم نيست كه رضايت وليش - پدر ، جد يا غير آنها - را جلب كند صحيحهء فضلاء بود ، متن روايت : عن ابى جعفر عليه السلام : قال : المرأة التى قد ملكت نفسها غير السفيهة و لا المولى عليها ان تزويجها به غير ولى جايز » « 1 » در تمسّك به اين حديث شريف چندين اشكال مطرح شده است . در جلسه گذشته به برخى از آنها پرداختيم ، يكى از اشكالات عمده اين بود كه اين روايت براى زنى كه « ملكت نفسها » بوده و « مولى عليها » نيست استقلال در نكاح قائل شده است . دخول باكره در تحت اين عناوين اول كلام است و استدلال به اين روايت براى استقلال باكره مصادرهء به مطلوب است .
تفسير صاحب جواهر رحمه الله از روايت فضلاء :
يكى از پاسخهاى عمدهاى كه از اين اشكال داده شده ، پاسخى است كه در جواهر و مانند آن آمده است ، گفتهاند : ظاهر بدوى اين روايت ضرورت به شرط محمول است . چون روايت مىفرمايد : « زنى كه اختيار خود را دارد و ديگرى بر او
هامش
( 1 ) . . .