واقع شده است . تحقيق در اين باره را با بررسى نظر شهيد ثانى ، صاحب جواهر و محقق كركى پى مىگيريم .
1 ) اشكال مسالك دربارهء اضطراب متن روايت :
شهيد ثانى مىفرمايند : متن اين روايت به خاطر ذكر سفيه در كنار مولّى عليها داراى نوعى تهافت است ، زيرا غير السفيه را چه خبر براى المرأة بگيريم و چه وصف براى آن قرار دهيم ، در هر صورت ، چون غير السفيه داخل در المولّى عليها و يكى از مصاديق آن است ، عطف المولّى عليها بر آن ، عطف عام بر خاص است و وجهى براى آن وجود ندارد ، زيرا ذكر عام ، ضمن كفايت از خاص ، براى رساندن تمام مطلوب كافى است .
2 ) جواب مسالك به اشكال عطف عام بر خاصّ :
ايشان خود جواب مىدهند :
« و يمكن ان يكون فائدة الجمع بين السفيه و المولّى عليها انّ الولاية على السفيه ليست عامّة و من ثمّ لا يحجر عليها فى غير مال ، فقد يتوّهم منه جواز تزويجها نفسها لذلك فخصّها بالذّكر حذراً من توهّم خروجها عن المولّى عليها حيث انّ الولاية منتفية عنها على بعض الوجوه . . . » « 1 »
توضيح آنكه ، مسأله ازدواج ، عمدتاً مسأله انتخاب همسر است ، و چونكه ولايت بر سفيه ، از نظر شمول نسبت به امور زندگى ، عموميت ندارد و تنها منحصر به امور مالى است ، لذا جاى اين توهّم وجود دارد كه تصوّر شود همين كه انسان تحت الولاية نباشد - گرچه سفيه بوده و از رشد مالى برخوردار نباشد - براى امر انتخاب همسر كافى است . لذا خاصّ را اختصاص به ذكر دادهاند تا كسى به تناسب حكم و موضوع تصوّر نكند كه سفاهت مالى مانع نيست . و در واقع ذكر خاصّ براى دفع توهّم خروج از تحت عامّ است .
هامش
( 1 ) مسالك رحلى ، ج 1 ، ص 449 .