تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3908

مساهمون:

ص٣٩٠٨
هم نيست كه از اين گونه تعابير استفاده كنند ؛ بلكه خصوصياتى را ذكر مىكنند كه بيانگر منزلتِ فوقِ وثاقت آنان است . مثلًا در مورد مرحوم آقاى بروجردى هيچ وقت تعبير ثقة را به كار نمىبرند كما اينكه در مورد مرحوم صدوق ، نه نجاشى و نه شيخ ، هيچ كدام كلمه ثقة را به به كار نبرده‌اند . ولى اوصاف ديگرى كه درباره وى گفته‌اند و نيز عمل اصحاب ، كاشف از جلالت شأن او و اعتماد آن به وى مىباشد . اين امر بر ابراهيم بن هاشم نيز منطبق است . از تعبير « اول من نشر حديث الكوفيين بقم » « 1 » و نيز از ملاحظهء عمل اصحاب - على اختلاف مشاربهم - در مورد او ، و از روش مرحوم كلينى در كافى كه براى عمل نوشته و چند هزار روايت را آورده كه در سند آنها نام ابراهيم بن هاشم به چشم مىخورد ، « 2 » و از اينكه صدوق يا شيخ طوسى - كه پيوسته در وثاقت افراد مناقشه مىكند - حتى در يك روايت ، به اين بهانه كه در طريقش ابراهيم بن هاشم است ، مناقشه نكرده‌اند ، و بالاخره از اعتماد كامل على بن ابراهيم - كه در وثاقت و جلالت وى بحثى نيست « 3 » - به پدرش ابراهيم بن هاشم به خوبى مطمئن مىشويم كه آنان نه تنها او را ثقه مىدانسته‌اند بلكه روش و عمل آنان به مراتب از به كار بردن كلمه ثقة بالاتر است . و ترديدى باقى نمىماند كه رواياتى كه وى در طريق آنهاست ، اگر از جهت ساير روات مشكلى نداشته باشد ، از روايات صحيحه محسوب مىشود . بنابراين بر فرض كه اعتماد صدوق به ابراهيم بن هاشم ، وسيلهء اثبات اين مطلب شده كه روايت فضلاء از مرويات زراره است ، بازهم روايت فضلاء جزء روايات صحيحه خواهد بود .

ب ) بررسى دلالت روايت فضلاء :

دلالت اين روايت عمدتاً از دو جهت ( اضطراب متن ، و مصادره ) مورد بحث
هامش
( 1 ) فهرست شيخ طوسى : 12 / 6 ، رجال نجاشى : 16 / 18 . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) بيش از چهار هزار روايت در كافى از ابراهيم بن هاشم نقل شده است . ( 3 ) ( توضيح بيشتر ) به وصف نجاشى در رجال خود : 260 / 680 درباره على بن ابراهيم توجه كنيد . ثقة فى الحديث ، ثبت ، معتمد ، صحيح المذهب .