تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3875

مساهمون:

ص٣٨٧٥
دختر را ثابت مىكند يا مطلق استقلال دختر را ثابت مىكند به نحوى كه منافات با استقلال ولىّ نداشته باشد . شهيد اول در استدلال به آيات اشكال مىكند كه اين آيات مربوط به باكره نيست . ايشان به استدلال به آيهء دوم
« فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ »
« 1 » اشكال مىكند كه اين آيه راجع به معتدّه به عدهء طلاق است كه عدهء او سرآمده باشد و مطلقه اگر مدخوله نباشد عده ندارد پس مورد آيه شريفه امراهء مدخوله است و حال آنكه مورد بحث ما باكره است . همچنين شهيد به استدلال به آيهء اول
« فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا »
« 2 » . نيز اشكال مىكند كه سياق آيه سياق معتدّات است زيرا در آيهء قبل مىفرمايد :
وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ
« 3 » و گرنه غير معتدّه كه تربّص ندارد . پس اين آيه هم ناظر به مدخوله و ثيبه است و در مورد ثيبه سه طلاقه ، خداوند متعال فرموده
« حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ »
و چنانچه محلل پس از دخول او را طلاق داد
« فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا »
پس اين آيه شريفه نيز اطلاقى ندارد كه شامل باكره بشود . توضيح آن كه : در آيهء شريفه 228 مىفرمايد مطلقات بايد عده بگيرند و در ايام عده شوهرشان حق رجوع دارد
« وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ
. . .
وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذلِكَ إِنْ أَرادُوا إِصْلاحاً »
روشن است كه موضوع اين آيه زنان طلاق‌داده‌شده‌اى است كه مدخوله باشند و الّا غير مدخوله ، عدهء طلاق ندارد . پس اين آيه شامل باكره نمىشود . در آيه 229 مىفرمايد
« الطَّلاقُ مَرَّتانِ . . . »
يعنى طلاقى كه شوهر در آن طلاق حق رجوع دارد دو مرتبه است .
« فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ »
پس آنگاه كه طلاق داد يا رجوع كند و به روشى شايسته زن را در حبالهء خود نگاه دارد يا به احسان و خيرانديشى او را رها كند . موضوع اين آيه شريفه نيز زن مدخوله است و شامل باكره
هامش
( 1 ) - بقره 232 . ( 2 ) - بقره / 230 . ( 3 ) - بقره / 228 .