بررسى فرمايش محقق خويى قدس سرّه :
فرمايش مرحوم آقاى خويى در مقام ، مبتنى بر فرمايش ايشان در مسئلهء ثالثه است لكن ما اين مطلب را از ايشان قبول نكرديم و گفتيم اين سخن از جهاتى محل اشكال است ايشان فرمود : لا يسمع دعواه الّا بالبيّنة چون سماع دعوى ثمره ندارد .
و ما عرض كرديم چنانچه در جواهر و مستمسك نيز آمده است « 1 » كه ثمره منحصر به مهريه نيست كه زن چون تفويت منافع بضع كرده است با اعتراف به نفع مدّعى بايد غرامت آن را به مدّعى بپردازد . تا كسى بگويد : منافع بضع مورد ضمان نيست . و لذا ثمره منتفى شود .
بلكه مسأله ثمراتى دارد .
ثمرهء اول : يكى اين كه اگر زن به نفع مدّعى اقرار كند مهريه را از مدّعى طلبكار مىشود چون طرفين زوجيت را تصديق كردهاند . امّا طلبكار مهريه از كسى كه الآن زوجهء او است نمىشود چون اعتراف مىكند كه من زوجهء او نيستم . همانطور كه طلبكار نفقه از زوج فعلى نمىشود .
ثمرهء دوم : كه در جواهر و عروة آمده است اين است كه بعد از اعتراف زن يا ردّ قسم به مدعى و حلف او هر چند اين زن به زوجيت شوهر قبلى باقى است اما ثمره در فرض مرگ زوج يا حصول فراق به طلاق يا فسخ يا انفساخ يا انقضاء مدت يا بذل مدت در متعه پيدا مىشود يعنى با حصول فراق ، اين زن بر اساس اعتراف خودش يا حلف مدّعى بايد نسبت به مدّعى تمكين كند . پس سماع دعوا لغو و بدون ثمره نيست .
بنابراين ، فرمايش صاحب عروه در مقام تمام است كه فرمود : و المسألة سيّالة تجرى فى دعوى الأملاك و غيرها أيضاً .
ادّعاى عدم تعارض بين روايت سماعه و ساير روايات
هامش
( 1 ) مستمسك العروة 14 / 417 و 416 .