مورد اصالة الصحة جارى نيست چونكه مورد نزاع در اينجا اين است كه آيا اساسا عقدى واقع شده است يا اينكه اصلًا عقد محقق نشده است ، زيرا آنكه ( زوج ) مىگويد تطابقى بين ايجاب و قبول نيست در واقع مدعى است كه عقدى ( عقد مركب از ايجاب و قبول متطابق با يكديگر است ) واقع نشده است و لذا نمىتوان با اصالة الصحة حكم كرد كه عقد واقع شده است . در مقابل اين عدّه مرحوم صاحب جواهر معتقد است كه در اينجا نيز اصالة الصحة جارى است . و شايد تقريب فرمايش ايشان اين باشد كه بگوييم : شكى نيست كه در اين فرض ، قبولى از ناحيه زوج گفته شده است ، اختلاف اين است كه آيا اين قبول مربوط به همان ايجاب است تا اينكه بطور صحيح واقع شده باشد و يا اينكه ربطى به ايجاب پدر ندارد و لذا اين قبول باطلى است . در اينجا اصالة الصحة حكم به صحت وقوع قبول از ناحيه زوج مىكند . و معناى آن اين است كه قبولى را كه زوج گفته مؤثر در نقل و انتقال بوده است به هر حال ، چه قائل به جريان اصالة الصحة بشويم و چه معتقد باشيم كه در اين مورد اصالة الصحة جارى نيست ، روايت طبق قاعده نيست و تفصيلى نبايد بين دو صورت داده شود .
البته به نظر ما اين احتمال سوم خلاف ظاهر روايت است و توهمى بيشتر نمىباشد زيرا ظاهر روايت اين است كه زوج نيز مدعى صحت عقد است ، تعبير « انما تزوجت منك الصغيرة من بناتك » نشانگر اين است كه وى نيز ادعا دارد كه حقيقتاً صغيره همسر او مىباشد و لذا او را مطالبه مىكند . نه اينكه مراد اين باشد كه من فقط يك « قبلت » انشايى گفتم و همان چيزى را كه ولى زوجه قصد ايجاب نموده است را قبول نكردهام .
احتمال چهارم : معنايى است كه مرحوم محقق براى روايت ذكر نمودهاند و به نظر ما نيز تصوير معقولى است . و آن اين است كه بگوييم تفصيلى كه در روايت بين ديدن دخترها و نديدن آنها توسط زوج گذاشته شده است بر اين اساس است كه در صورتى كه دخترها را ديده باشد ، چون در مورد تعيين ، هيچيك حرفى نزده است و
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3565
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣٥٦٥