اين موارد حجت است و مسأله از باب تداعى نيست و اما اگر زوج ، دخترها را نديده سكوت او دلالت بر توكيل نمىكند حالا كه پدر دخترها موردى را انتخاب كرده و زوج مورد ديگرى را به خاطر نبودن تطابق ايجاب و قبول عقد نكاح در فرض عدم رؤيت باطل است .
ان قلت : در اين فرض نيز بعد از آن كه پدر دخترها در صيغهء نكاح زوجه را مشخص نكرده ، ترك استيضاح زوج علامت اين است كه شوهر به ازدواج با هر كدام از دخترها راضى است و در واقع نكاح با دخترى را قصد كرده كه پدر دخترها در نظر گرفته است .
قلت : شايد ترك سؤال زوج به خاطر اين بوده كه واضح مىدانسته كه پدر دخترها فقط يكى از دخترها را - مثلًا به خاطر سنّشان - متناسب با اين ازدواج مىداند و از او سؤال نكرده است و در اين صورت حالا پدر دخترها مىگويد شخص ديگرى را در نظر گرفته يعنى روى يك دختر معينى ايجاب و قبول صورت نگرفته است . بر خلاف فرض اول كه اگر پدر دخترها فقط يكى از دخترها را متناسب با اين ازدواج مىدانست اجازهء ديدن تمامى دخترها را نمىداد .
1 ) اشكال محقق كركى و شهيد ثانى بر توجيه محقق اول :
مرحوم محقق ثانى در جامع المقاصد و به تبع ايشان مرحوم شهيد ثانى در مسالك مىفرمايند هيچ يك از ديدن و نديدن ملازم تفويض و عدم تفويض نيست زيرا ديدن اعم از تفويض و نديدن اعم از عدم تفويض است ، بنابراين با چنين توجيهى نمىتوان مفاد روايت را منطبق بر قواعد قلمداد كرد .
از توضيحى كه براى كلام محقق آورديم روشن شد كه اشكال اين بزرگان بر محقق صحيح به نظر نمىرسد .