17 / 10 / 1380 دوشنبه درس شمارهء ( 376 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس اين جلسه :
كلام پيرامون شرطيت تعيين زوج و زوجه در عقد نكاح بود . در اين جلسه نخست وجوه و ادلّهاى را كه براى اثبات لزوم تعيين و بطلان عقد بدون تعيين مطرح شده نقل مىكنيم . آنگاه به نقد و بررسى آنها پرداخته ، با بيان ناتمام بودن هر يك از آنها ، فتواى مرحوم سيد را به مقتضاى اصل عدم انتقال درست خواهيم دانست .
* * *
متن عروه :
فلو قال : زوّجتك إحدى بناتى بطل و كذا لو قال : زوّجت بنتى احدا بنيك او أحد هذين . و كذا لو عيّن كلّ منهما غير ما عيّنه الآخر .
اگر كسى بدون تعيين و به صورت كلّى با تعبيراتى مثل احدى بناتى يا احد ابنيك در مورد زوجه يا زوج ، ( بدون آن كه در نيت يكى از آنها را مشخص كند ) عقد كند كافى نبوده و باطل است .
الف ) وجوه و ادلّهاى كه براى اثبات بطلان عقد مطرح شده :
1 ) اجماع :
جماعت كثيرى در كتب مختلف از جمله مبسوط ، سرائر ، تذكره ، كشف اللثام و . . .
ادعاى اجماع كردهاند .
2 ) قياس نكاح با ساير عقود :
مرحوم علامه در تذكره مىفرمايد : عقد نكاح مانند بيع و ساير عقود است و هم چنان كه در بيع و ساير عقود بايد عوضين مشخص باشد ، در عقد نكاح نيز بايد دو