چنين عقد است . در جلسهء پيش در اين زمينه بحث كرديم . مرحوم آقاى خويى براى اثبات عدم لزوم استمرار اهليت موجِب تا زمان قبول و جواز تخلل نوم و غفلت بين زمان ايجاب و قبول به سيرهء عقلا بر تصحيح عقدى كه موجب آن را در شهرى انشاء مىكند و توسط نامه از طرف مقابل در شهر ديگر درخواست پذيرش و قبول مىكند با اينكه بين زمان ايجاب و قبول مسلماً نوم يا غفلت به موجب عارض گشته است ، استناد مىكنند و ما عرض كرديم خود اين مثال نيز دليل بر اين است كه هنگام قبول لازم نيست موجب بيدار و متذكر باشد و تفصيل ايشان صحيح نيست . حال مىگوييم انصراف هميشه منشئى همچون ارتكازات عرفيه يا بناء عقلا و يا تناسبات حكم و موضوع ( كه همه امور عقلائيه است ) دارد و وقتى ما به دليل بناء عقلا چنين عقدى را ( ايجاب در شهرى و قبول در شهر و زمان ديگر با تخلل نوم و غفلت يا در حال نوم و غفلت موجب ) صحيح دانستيم ديگر منشئى براى ادعاى انصراف ادله از چنين عقدى وجود نخواهد داشت .
نتيجه اينكه ، تمام وجوهى كه براى بطلان شمرده شده است همه مخدوش و ناتمام است و بر فرض كه ما بعضى از اين وجوه را ( همچون مثلًا بلا خلاف شيخ در مبسوط ) بپذيريم و اجماع معتبر در مسأله قائل باشيم ولى تعدى كردن از مثل جنون و اغماء به نوم و غفلت آن طور كه مرحوم سيد در عروه مدعى وجود اجماع و انصراف و عدم صدق معاقده در آنها نيز گشته بىترديد صحيح نيست . لذا در باب وكالت كه ادعاى اتفاق بر بطلان آن با عروض جنون و اغماء شده ، كسى عروض نوم و غفلت را ( غير از شهيد ثانى رحمه الله كه در آن ترديد دارد ) موجب بطلان آن ندانسته است . البته عقلا جنونى را كه طولانى و مستقر شود موجب زوال التزامات او مىدانند و اگر پس از ايجاب چنين حالى عارض شود قبول قابل بدون تجديد ايجاب مفيد نخواهد بود . اما جنون يا اغماء موقت كه پس از اندك مدتى بر طرف مىشود موجب بطلان عقد نيست . مستى هم كه يك نوع زوال موقت عقل است
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3501
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣٥٠١