2 ) تأييد استدلال صاحب جواهر رحمه الله توسط آقاى خويى رحمه الله :
مرحوم آقاى خويى رحمه الله در تأييد صاحب جواهر رحمه الله اشارهاى به روايات كرده است كه بعضى از آنها مربوط به باب نكاح نيست . آنكه مربوط به باب نكاح است ، همان روايت ابان بن تغلب است كه قبلًا هم خوانده شد :
« قال : قلت لأبى عبد الله عليه السلام : كيف اقول لها اذا خلوت بها ؟ قال : تقول : أتزوّجكِ متعةً على كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلى الله عليه و آله لا وارثةً و لا موروثةً كذا و كذا يوماً و ان شئت كذا و كذا سنةً بكذا و كذا درهماً و تسمّى من الأجر ما تراضيتما عليه قليلًا كان او كثيرا ، فاذا قالت : نعم فقد رضيت فهى امرأتك و انت أولى الناس بها »
پس اين روايت دلالت دارد بر اينكه با گفتن ايجاب و قبول مطلب تمام مىشود و حالت منتظرهاى باقى نمىماند و اين فقط با تنجيز در عقد سازگار است ، لذا كاشف از بطلان عقود معلّقه است .
3 ) پاسخ استاد مد ظلّه به استدلال آقاى خويى رحمه الله :
در كلام آقاى خويى رحمه الله مناقشاتى وجود دارد .
اولًا : در سند اين روايت كه ايشان از آن به صحيحه تعبير كرده ، ابراهيم بن فضل وجود دارد كه در هيچ كتاب رجالى توثيق نشده است و حتى طبق مبانى خاص آقاى خويى هم نمىتوان وثاقتش را اثبات كرد و لذا ايشان در معجم الرّجال اصلًا سخنى از وثاقت او به ميان نياورده است .
ثانياً : متعارف عقد نكاح ، عقود منجّزه است و روايت متعرض فرد متعارف شده و تعرض فرد متعارف دلالت بر انحصار نمىكند .
ثالثاً : در خود روايت قرائنى است كه دلالت روايت بر مفهوم را از كار مىاندازد چون با توجه به اين كه مسأله فروض مختلف دارد ظاهراً اين روايت در مقام بيان تمام فروض نيست ، بلكه چون ازدواج متعه مسأله تازهاى بوده حضرت خواستهاند از باب مثال ، يك فرد روشن از فروض متعارف را مطرح كنند نه اينكه بخواهند ساير فروض را نفى كنند . مثلًا اين كه در مورد اجرت تعبير به درهم كردهاند يا در مورد