ولى نمىتوان بر اساس همين ميزان اتصال را بين ايجاب و قبول كه در كلام جداگانه و توسط دو نفر القاء مىشود ، معتبر دانست . البته بين ايجاب و قبول هم موالات به گونهاى كه عرفاً بگويند « اين كلام ، قبول آن ايجاب است » بايد مراعات شود « 1 » ولى اين موالات على نحو اتصال زمانى نيست و به حسب موارد فرق مىكند كه انشاء لفظى باشد يا با كتابت لذا اگر مثلًا موجِب ايجاب خود را ( در موردى كه مانند اخرس اجراى عقد نكاح با كتابت را جايز بدانيم ، و يا در عقود ديگر كه تلفظ معتبر نيست ) كتباً براى طرف مقابل بفرستد و پس از چندين روز آن نامه به دست او برسد و او آن را قبول كرده ، پاى قرار داد را امضا كند ، و يا اينكه قابل پس از ايجاب موجِب مدتى تأمل كند و در اطراف آن عقد فكر كند ، سپس آن را بپذيرد ، به نظر ما اين عقدها صحيح است هر چند اتصال زمانى مراعات نشده ، زيرا در اين گونه موارد موالات عرفى مناسب خود متحقق بوده است . پس در هر موردى آن مقدار از موالات كه مطابق روش عقلاء و عرف است بايد مراعات شود و بيش از آن تأخير نيندازند اما اتصال زمانى به نحوى كه بين كلمات كلام واحد بايد رعايت شود ، معتبر نيست . « 2 »
8 ) عدم انصراف ادله عقود به عقود متعارفه :
مرحوم آقاى خويى در مسألهء اشتراط تنجيز در عقود ( مسأله 11 ) مىفرمايند :
اطلاقات و عمومات ادلهء تنفيذ عقود از عقود غير متعارف انصراف دارد و شامل آنها نمىشود ( . . . و دعوى انصراف ادلة العقود الى المتعارف ) « 3 » مرحوم آقاى حكيم نيز اين مطلب را پذيرفته ، در مسألهء عدم صحت عقد سكران ( مسأله 13 ) به آن تصريح
هامش
( 1 ) البته روشن است كه بايد ساير شرائط صحت صيغه عقد نيز تا زمان قبول محفوظ باشد و يكى از شرايط صحت عقد آن است كه موجب قبل از قبول از ايجاب خود منصرف نگردد .
( 2 ) استاد مد ظلّه : در بعضى موارد عرف فاصلهء زمانى چندين قرن را هم مضر نمىداند مثلًا در روايات تلبيهء حجاج را اجابت خداوند كه توسط حضرت ابراهيم عليه السلام ابلاغ شد شمردهاند با اينكه بين اعلام آن حضرت و تلبيهء حجاج چند هزار سال فاصله شده است .
( 3 ) مبانى العروة الوثقى ، ج 2 ، ص 182 .