مرحوم آقاى بروجردى رحمه الله گفتهاند : اين مثالى كه مرحوم سيد رحمه الله براى لفظى كه مغيّر معنا نيست زدهاند درست نيست . اگر كسى به جاى انكحت ( با حاء ) بگويد :
انكهت ( با هاء ) معناى تزويج را و لو با لفظ ملحون ادا كرده ، اما اگر جوّزتك به جاى زوجتك گفت ، معنا كاملًا تغيير پيدا كرده است زيرا همان گونه كه مرحوم آقاى بروجردى فرمودهاند ، « جوّز » باب تفعيل از « جاز المكان اى قطعه » و به معناى عبور كردن است و اين كلمه خود داراى معناى مستقلى است كه ممكن است در محاورات عرفى آن را به كار برند . مثلًا اگر كسى نابينائى يا زمينگيرى را از محلى عبور داد مىگويد : جوزتك . پس اين مثال براى موردى است كه مغيّر معنا باشد .
ميزان صحت و بطلان در الفاظ ملحون همان مطلبى است كه مورد اتفاق فقها واقع شده و مطابق احتياط هم هست كه هرگاه عرف استعمال لفظى را در عقد مستنكر ببيند ، هر چند مراد مُجرى معلوم باشد ، ولى اجراء عقد با آن صحيح نيست . خواه مغير معنا باشد يا نه و اگر مستنكر نبود اشكالى ندارد . پس اگر طرفين كه از قصد يكديگر آگاهى دارند الفاظى را به كار برند كه معمولًا براى عقد ازدواج به كار نمىرود ولى آنها با اقامهء قرينه آن را به كار برند و عرف آن را مستنكر نشمارد ، وجهى براى عدم صحت آن نيست ، خواه در خود ايجاب و قبول باشد يا در متعلقات آن .
همچنين اگر غلط ، مغير نبوده ولى در محيطى ادا شود كه عرف آن را مستنكر بداند و ايراد بگيرد كه « اين چه انشاء عقدى است كه اجرا مىكنى » اكتفاء به آن بر اساس تسالم فقها صحيح نيست و لو اينكه آن غلط در متعلقات باشد . بنابراين ، اگر عربزبانى انشاء خود را با الفاظ عربى شكسته كه امروزه در بين آنها متداول است اجراء كند يا مثلًا ترك زبانى كه معمولًا با لهجهء خاص خود « كاف » را شبيه « چ » تلفظ مىكنند ، به جاى انكحت بگويد انچحت يا فارس زبان انكهت بگويد ، چون عرف آن را از انشاءات مستنكر نمىداند ، همهء آنها صحيح است خواه اين غلط از نظر لغت موجب تغيير معنا گردد يا نه ، و يا در خود ايجاب و قبول باشد يا در متعلقات آن .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3238
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٣٢٣٨