5 ) اعتبار قصد انشاء در عقد :
متن عروه مسأله 7 : « يشترط قصد الانشاء فى اجراء الصيغة »
قصد انشاء در عقد بلا اشكال معتبر است و كلامى در آن نيست . چون عنوان ازدواج بدون قصد ايجاد آن تحقق پيدا نمىكند . ولى بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه اين شرط ، عرفى است نه عقلى . به اين معنا كه اگر مُجرى عقد جملاتى به كار برد كه اصلًا معناى آن را نمىداند تا چه رسد كه قصد انشاء كند ، چنانچه شارع مقدس يا عقلاء آن را صحيح بدانند ، و يا حتى اگر در مواردى زوجيت را بدون قصد انشاء و بدون صيغه ، محقق بداند ، ثبوتاً اشكال عقلى به وجود نمىآيد . همان گونه كه براى تفرقه و جدايى بين زن و شوهر نيز در بعضى موارد ، نكاح بدون قصد انشاء و بدون صيغهء لفظى منفسخ مىشود . پس اشكال در مقام اثبات است كه چون شارع مقدس و عقلاء در باب عقد نكاح ، عنوان زوجيت و اينكه زن و مرد همسر يكديگر شوند را بدون انشاء همراه با قصد تنفيذ نمىكنند ، لذا قصد انشاء بر اساس اين اعتبار عرفى و شرعى معتبر است نه اينكه اشكال عقلى داشته باشد .
6 ) آيا دانستن معانى كلمات صيغه معتبر است ؟
متن عروه مسأله 8 : « لا يشترط فى المجرى للصيغة ان يكون عارفاً بمعنى الصيغة تفصيلًا بان يكون مميزاً للفعل و الفاعل و المفعول بل يكفى علمه اجمالًا بانّ معنى هذه الصيغة انشاء النكاح و التزويج لكن الاحوط العلم التفصيلى »
مرحوم سيد مىفرمايند : لازم نيست مُجرى عقد معناى صيغه و اينكه كدام كلمه فعل و كدام فاعل و مفعول است را به تفصيل بداند بلكه همين كه اجمالًا بداند با اين جمله عقد نكاح حاصل مىشود كافى است .
ولى با توجه به اينكه فقها نوعاً مىگويند ادلهء امضائيه منحصراً عقود عرفى را شامل مىشود ، آگاهى نداشتن از معناى صيغه مشكل آفرين است ، زيرا عرب زبانها كه همه معناى صيغه را مىدانند ، غير عرب زبانها هم نوعاً اجراء صيغه را به اهل