14 / 7 / 1380 شنبه درس شمارهء ( 344 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در اين جلسه درباره وظيفه اخرس در اجراء صيغه نكاح بحث كرده ، ادلهاى كه براى كفايت اشاره اخرس ذكر شده ، همچون اجماع ، ضرورت ، اطلاق لفظى ، اطلاق مقامى را نقد مىكنيم ، در ادامه به بررسى روايت مسعدة بن صدقه مىپردازيم كه در آن در مورد اخرس آمده است كه وظيفه وى در نماز و تشهد و « ما اشبه ذلك » با وظيفه شخص عالم فصيح فرق مىكند ، در مورد اين تعبير خواهيم گفت كه دليلى نداريم كه مراد از اين تعبير تمام مواردى است كه لفظ معتبر است ، چنانچه مرحوم آقاى خويى گفتهاند ، بلكه ظاهراً مراد مواردى است كه ضرورت اقتضاء مىكند كه از تكليف اوليه به لفظ رفع يد شده ، در باب نماز و تشهد با توجه به عدم مشروعيت توكيل ضرورت در كار است ولى در نكاح ، توكيل مشروع است و ضرورتى وجود ندارد .
در پايان با اشاره به بحثى اصولى ، در مورد جواز يا عدم جواز اكتفاء به بدل طولى با امكان بدل عرضى ، بررسى اين بحث را به جلسهء آتى موكول مىنماييم .
* * *
الف ) بررسى حكم نكاح اخرس :
در نكاح اخرس اين بحث مطرح است كه انشاء نكاح به چه وسيلهاى صورت مىگيرد و آيا اشاره وى كافى است يا خير ؟ براى كفايت اشاره به ادلهاى چند تمسك شده است .