تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3198

مساهمون:

ص٣١٩٨
مىشوند كه ايجاب مولا براى انشاء نكاح كافى است و نيازى به انشاء قبول نيست ، در مورد وكيل و ولىّ از دو طرف قائل به عدم كفايت هستند . و مىفرمايند مسأله مولا با مسأله ولىّ و وكيل تفاوت دارد . در مورد مولا چون عبد و امهء او هيچ اختيارى از خود ندارند و به اصطلاح لا يقدر على شىء مىباشند ، لذا طرف عقد در آنجا منحصر در خود مولا است و به عبارت ديگر در آن موارد ، تحقق عقد نكاح ميان عبد و امه ، ضميمه نمودن دو التزام كه يكى التزام زن باشد به التزام ديگرى كه مرد در قبال او مىدهد ، نيست . زيرا رضايت و عدم رضايت عبد و امه در تحقق عقد تأثيرى ندارد و لذا چون طرف عقد واحد است و يك التزام واحدى نيز از جانب مولا بيشتر وجود ندارد . بنابراين انشاء مولا كافى است و دلالت روايت نيز بر كفايت واضح است « 1 » و ليكن بر خلاف ساير مقامات ، مثلًا وكيل يا ولىّ از طرفين كه در اين موارد طرف عقد در واقع خود مولى عليها و موكلين هستند و در تحقق عقد ميان آنها نيازمند دو التزام هستيم و به عبارت ديگر كار ولىّ يا وكيل غير از اين نيست كه همان عملى كه وظيفه مولىّ عليه يا موكل است را انجام داده و قائم مقام آنها شود ، عبارت مرحوم آقاى خويى چنين است « . . فالولى انما يلتزم من قبل المولى عليه فى حين انّ السيّد انما يلتزم من قبل نفسه لا من قبل العبد او الأمة » حال اگر كسى هم وكيل يا ولى از زن است و هم وكيل يا ولىّ از ناحيهء مرد ، او نيز مىبايست همان عملى را كه وظيفه خود آنها است كه عبارت از اين است كه زن ايجاب را بخواند و مرد نيز « قبلت » بگويد ، انجام دهد . پس بنابراين در مورد ولىّ و وكيل ايجاب تنها كفايت از قبول نمىكند و بعد از آن بايد قبول نيز ذكر شود . و الّا استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد لازم مىآيد و بايد « زوّجت زيداً هنداً » هم در ايجاب استعمال شده باشد و هم در قبول و چنين
هامش
( 1 ) استاد مد ظله به نظر ما دلالت روايات بر كفايت انشاء مولا چندان واضح و خالى از مناقشه نيست .