تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3196

مساهمون:

ص٣١٩٦
ثانى موافق هستند و روايت را از اختصاصات پيامبر صلى الله عليه و آله نمىدانند و ليكن كيفيّت بيان ايشان با مرحوم شهيد ثانى متفاوت است . توضيح اين كه : يكى از مسائلى كه در بحث نكاح عبيد و اماء مطرح است و مرحوم سيد صاحب عروة نيز آن را در مسأله شمارهء 16 فصل نكاح « عبيد و اماء » ذكر نموده‌اند اين است كه اگر مولايى بخواهد أمه خودش را به ازدواج عبدش درآورد همين كه بگويد « انكحتك فلانة » كفايت مىكند و نيازى كه پس از آن از ناحيهء خودش يا عبدش « قبلت » بگويد نيست بلكه علقهء نكاح مانند ايقاعات با اعتبار و انشاء مولا مىشود حاصل گردد . مرحوم سيد در ذيل آن مسأله مىفرمايند : « بل لا يبعد أن يكون الأمر كذلك فى سائر المقامات مثل الولىّ و الوكيل عن الطرفين » يعنى بعيد نيست همانطورى كه در مالك قائل شديم كه انشاء او به تنهائى براى حصول علقهء زوجيت كفايت مىكند در ولىّ و وكيل از هر دو طرف ، نيز قائل بشويم كه يك اعتبار براى انشاء نكاح كافى است يعنى اگر شخصى هم ولىّ زن و هم ولىّ مرد است و يا وكيل از دو طرف است به صرف اينكه بگويد « زوجتك فلانة » عقد متحقق مىشود و نيازى به ايجاب و قبول متعدد نيست . مرحوم آقاى حكيم در آن بحث ، با اين فرمايش مرحوم صاحب عروة موافقت نموده و قائل شده‌اند كه در ولى و وكيل از دو طرف يك ايجاب كافى است « 1 » لذا ايشان با توجه به آن مبناى خود در بحث عبيد و اماء ، در محل بحث ما كه آيا امر متقدم كفايت از قبول مىنمايد يا نه ؟ مىفرمايند اين بحث يكى از صغراهاى بحث متقدّم است كه گفتيم وكيل از دو طرف ، اگر تنها ايجاب را بخواند كافى است و نيازى به قبول نيست ، ايشان مىفرمايند حتى در روايت سهل ساعدى و محمد بن مسلّم كه در آن مرد از حضرت رسول صلى الله عليه و آله تقاضاى ازدواج با آن زن را مىنمايد و مىگويد « زوّجنيها يا رسول اللّه » اين درخواست او بمنزله توكيل است و در واقع هم مرد و هم زن ، پيامبر صلى الله عليه و آله را وكيل در ازدواج نموده‌اند و طبق قاعده پس از خواندن ايجاب نيازى نيست كه خود زوج يا پيامبر صلى الله عليه و آله كه وكيل او هستند قبلت بگويند . سپس
هامش
( 1 ) مستمسك العروة الوثقى 14 / 344 - 345 .