ساير موارد صحيح نيست .
اشكال دوم : امام عليه السلام كه اين قضيه را از پيامبر نقل مىكنند اگر در مقام نقل همهء خصوصيات قضيه باشند مىتوان استدلال كرد كه قبول متأخرى در كار نبوده ، پس تقاضاى مقدّم ، قبول به حساب مىآيد ، ليكن احراز اين مطلب مشكل است و از ملاحظهء روايت به دست مىآيد كه عنايت عمدهء حضرت به اين جهت بوده كه عملى مانند تعليم قرآن نيز مىتواند مهريه قرار بگيرد و لازم نيست مهريه عين خارجى باشد و چون در مقام بيان سبب حصول زوجيت نبودهاند شايد مرد بعد از « زوّجتك » پيامبر « قبلت » گفته باشد و حضرت در مقام نقل آن نبودهاند ، پس روايت دلالت نمىكند كه تقاضاى آن مرد قبول مقدم است .
3 - مناقشات ديگرى از شهيد ثانى به استدلال به روايت :
شهيد ثانى پس از نقل آن دو مناقشه ، مناقشات ديگرى را نيز اضافه مىكنند :
اشكال سوم : بين ايجاب و قبول موالات معتبر است و اگر تقاضاى آن مرد را قبول مقدّم و « زوّجت » را ايجاب مؤخر بدانيم لازم مىآيد موالات از بين رفته باشد چون بين اين دو ، گفتگوهايى بين آن مرد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله راجع به مهريه شده است ، اگر كسى سلام كند ، ديگرى بعد از پنج دقيقه بگويد « عليكم السلام » اين جواب آن سلام شمرده نمىشود و اين فصل طويل قرينه مىشود كه تقاضاى مرد قبول مقدم نبوده است و براى اين كه اين ماجرا طبق ضوابط باشد بايد بگوييم بعد از ايجاب پيامبر صلى الله عليه و آله آن مرد « قبلت » گفته است . نتيجه آن كه : روايت دلالت نمىكند كه تقاضاى مرد قبول مقدم است .
اشكال چهارم : بين ايجاب و قبول تطابق معتبر است . اگر آن مرد گفته بود يا رسول الله ، « زوّجنى بتعليم القرآن » و پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمود « زوّجتك بما معك من القرآن » تطابق حاصل بود ، لكن آن مرد اصلًا متوجه نبود كه تعليم قرآن نيز مىتواند مهريه قرار گيرد ، از اين رو گفت من چيزى جز اين ازار ندارم . پس براى رعايت بين ايجاب و