عبارت آقاى حكيم اين است « . . . ان القبول العقدى ، اعنى ما يقابل الايجاب مختص بما يتعلق بالايجاب الماضى ، فيكون معنى القبول المقابل للإيجاب هو الرضا بما جعل و أنشئ .
أما الرضا بما يجعل و ينشأ فلا يكون قبولًا بالمعنى المقابل للايجاب فلو تقدّم القبول لم يكن قبولًا بذلك المعنى » « 1 »
نظر استاد مد ظلّه
به نظر ما نيز حق با مرحوم حكيم است . توضيح اين كه ، يك وقت انسان در موقع حيازت مباحات و اعلام رضايت باطنى خودش به مالك بودن مالى مىگويد « تملّكت هذا المال » در اين موارد صيغه باب تفعّل اگر چه دلالت بر قبول و مطاوعه مىكند و ليكن اين قبول ، پذيرش ايجاب و انشاء غير نيست ، اين طور نيست كه كسى انشاء ملكيت نموده باشد و آنگاه شخص با گفتن « تملكت » آن ايجاب را قبول كند بلكه معناى تملكت در اين موارد اعلام رضايت باطنى نسبت به ملكيت آن مال است . يعنى پذيرش اعتبار ملكيت آن مال را ، ابراز داشته است . و اما آنچه مورد بحث ما است تقديم « قبول » در مقابل « ايجاب » است ، يعنى شخص با گفتن « قبلت » مقدّم موافقت خود را با اعتبار و انشائى كه طرف مقابلش انجام داده است كه همانا اعتبار زوجيّت است ، اعلام مىدارد : دقيقاً مثل امضايى كه براى تأييد مفاد يك قرارداد انجام مىگيرد . نه اينكه معناى « قبلت » گفتن اين باشد كه من با اصل ازدواج با اين زن موافق هستم . بنابراين « أتزوجك » كه در روايات باب متعه ذكر شده است مراد از آنها قبول مصطلح در انشاء عقد نيست بلكه مثل « تملكت » گفتن در موقع حيازت مباحات است .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) مستمسك العروة الوثقى ، 14 / 370 .