كند لازم نمىآيد بلكه تنها قائل مىشويم كه ماضويت معتبر نيست ولى ساير شرائط ديگرى كه در انشاء عقد معتبر است لازم العمل مىباشد .
بنابراين ، نتيجه اين مباحث به نظر ما اين شد كه ماضى بودن صيغه عقد لزومى ندارد و از غير ماضى هم مىتوان در مقام انشاء عقد استفاده نمود .
ج ) [ فالأحوط اعتبار الماضوية ]
متن عروة :
فالأحوط اعتبار الماضوية و ان كان الاقوى عدمه ، فيكفى المستقبل و الجملة الخبريّة كان يقول : ازوّجك او انا مزوّجك فلانة .
مرحوم سيد مىفرمايند كه اقوى اين است كه ماضويت معتبر نيست و صيغهء استقبال ( مضارع ) و جملهء خبريه نيز در مقام انشاء عقد كفايت مىكند اگر چه ، احتياط در مسأله اين است كه صيغه ماضى باشد .
مرحوم آقاى حكيم در ذيل اين جمله كه اقوى اين است كه جمله اسميّهء خبريّه نيز در مقام انشاء كفايت مىكند ، مىفرمايند ؛ ظاهر استعمال كلمهء « اقوى » در مواردى است كه كأنّ در مسأله تأملات و اشكالاتى وجود دارد و ليكن اقوى اين است كه جمله اسميه نيز كفايت مىكند يعنى هيچگاه در مسائل اتفاقى نمىگويند اقوى ، مثلًا هيچ وقت نمىگويند ، اقوى اين است كه نماز ظهر چهار ركعت است و حال آنكه تمامى علماء اجماع دارند كه در باب عتق و طلاق استعمال جمله اسميه مثل « انت حرّ » و « انتِ طالق » صحيح است و كفايت مىكند . پس چه شده است كه در محل بحث يعنى صيغه عقد نكاح ، كفايت جمله خبريه را مورد تأمل و ترديد دانستهاند .
و ليكن به نظر مىرسد قياس مرحوم آقاى حكيم ، محل بحث را به باب طلاق و عتق ، صحيح نباشد . اينكه آقايان در آن دو باب بالاتفاق قائل به صحت استعمال جمله اسميه خبريه هستند به خاطر وجود رواياتى است كه در آنها صيغه طلاق و عتق به صورت جمله خبريه ذكر شده است ، بلكه حتى در آن روايات خبرى از