تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3155

مساهمون:

ص٣١٥٥

1 / 7 / 1380 يكشنبه درس شمارهء ( 338 ) كتاب النكاح / سال چهارم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

* * * بحث در اعتبار ماضويت در صيغهء نكاح بود ، در ادامه بحث ، در اين جلسه خواهيم گفت كه استدلال به مطلقات اوفوا بالعقود و المؤمنون عند شروطهم و انكحوا الايامى براى عدم اعتبار ماضويت صحيح نيست و سپس به بررسى استدلال به روايات باب متعه و پس از آن صريح بودن ماضى در انشاء نكاح را بررسى مىكنيم و به اين نتيجه مىرسيم كه ماضويت در صيغه نكاح معتبر نيست . مسأله دوم اين جلسه صحت نكاح با جملهء اسميه است و در پى بىآن بحث تقديم قبول بر ايجاب را مطرح كرده ، توضيحى براى حقيقت قبول و ايجاب ارائه مىنماييم ان شاء الله تعالى .

الف ) : عدم وجود اطلاق يا عموم ، در باب كيفيت اجراى صيغه عقد نكاح

بحث در رابطه با اين بود كه آيا در باب صيغه عقد نكاح عمومات و يا اطلاقاتى داريم كه با تمسك به آنها در موارد شك در اعتبار قيدى در صيغه عقد مثل اينكه صيغه بايد حتماً به صورت ماضى باشد يا غير ماضى نيز كفايت مىكند ؟ قائل به عدم اعتبار آن قيود شويم يا اينكه دليل عام يا مطلقى وجود ندارد ؟ گفته شد كه بعضى آيه شريفه
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ . . . »
را دليل مطلق در باب نكاح دانسته‌اند و با تمسك به اين آيه گفته‌اند كه قيد ماضويت در صيغهء عقد نكاح معتبر نيست و لكن به نظر ما اين حرف تمام نيست و چنانچه بارها نيز گفته‌ايم بسيارى از اين عمومات و