28 / 6 / 1380 چهارشنبه درس شمارهء ( 336 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
كلام در صيغ عقد نكاح بود ، بحث جلسه گذشته را كفايت « متعت » در صيغه عقد دائم بود . در اين جلسه بحث جلسه گذشته را پى مىگيريم و همانطور كه صاحب شرايع و عدّهاى اختيار كردهاند ، كفايت لفظ متّعت را به ضميمهء قرينه اختيار نموده و بعض اشكالات را پاسخ خواهيم داد .
در ادامه ، به بحث ديگرى مىپردازيم و آن اشتراط ماضويت در انشاء عقد است .
* * *
الف ) كفايت يا عدم كفايت لفظ متّعت :
1 ) استدلالى بر كفايت لفظ « متّعت » :
اين استدلال را صاحب شرايع و عدّهاى مطرح كردهاند و حاصل آن اين است كه در بعض احاديث كه مشهور بر طبق آنها فتوى دادهاند آمده است كه اگر كسى در عقد متعه قيد اجل را ذكر نكرد ، عقد منقلب مىشود به عقد دائم . از همين جا معلوم مىشود كه لفظ متّعت صلاحيت ايجاد عقد دائم را دارد و الّا اگر صلاحيت نداشت وجهى براى انقلاب به عقد دائم نبود ، بلكه بايد رأساً باطل مىشد ، چون مفروض اين است كه فاقد شرط صحّت يعنى ذكر اجل است .
2 ) اشكال آقاى خويى رحمه الله به استدلال مذكور :
اشكال آقاى خويى رحمه الله با مقدارى توضيح و تغيير اين است كه اين روايت اصلًا ناظر به اين جهت نيست . اين روايت صرفاً در مقام بيان اين مطلب است كه اگر