تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3134

مساهمون:

ص٣١٣٤
در نكاح هم مطلق لفظ كافى باشد .

4 - روايت خاص در مسأله

به نظر ما از روايات خاصه‌اى كه در آنها وارد شده كه براى عقد نكاح « اتزوجك » و مانند آن را بگويد به تفاهم عرفى اين مطلب استفاده مىگردد كه اگر اين مطلب با اين الفاظ يا مترادفات آنها كه همين مفاد را برساند گفته شود عقد واقع مىشود ، به نظر عرف نفس الفاظ خصوصيت ندارد بلكه جنبهء طريقيت براى ابراز ارتباط برقرار كردن دارد ، قهراً اگر كسى عرب است اين معانى را بالطبع با لغت عربى بيان مىكند و اگر فارس است با الفاظ فارسى مىگويد ولى ويژگىهاى زبانى به نظر عرف خصوصيت ندارد و اگر شارع خصوصيت خاصى را معتبر بداند ، بايد تصريح كند و گرنه هر لفظ ظاهر يا صريح كفايت مىكند و اگر ما از اين الفاظ واقع در روايات ( كه برخى از آنها قطعاً از باب مثال است همچون لفظ « نعم » در قبول زن ) به مطلق مبرز تعدى نكنيم و فعل را هم كافى ندانيم ، لااقل مطلق لفظ به نظر عرف كافى است . « 1 » در نتيجه به نظر مىرسد كه هر لفظى از جمله لفظ « متعت » در عقد ازدواج دائم كافى است . برخى براى كفايت لفظ « متعه » به رواياتى تمسك جسته‌اند كه اگر كسى در عقد موقت اجل را ذكر نكرد تبديل به عقد دائم مىگردد و نتيجه گرفته‌اند كه صيغه « متعت » براى عقد دائم هم صلاحيت دارد ، توضيح اين استدلال و نقد آن را در جلسه آينده خواهيم آورد .

ب ) اعتبار عربيت در صيغه نكاح

1 - متن عروه :

هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) استاد - مد ظلّه - در ظهور رواياتى كه لفظى را براى ازدواج ذكر كرده‌اند مناقشه نموده و احتمال ناظر بودن آنها به الفاظ مقاوله ( نه صيغه نكاح ) را مطرح ساخته‌اند . و تنها دلالت روايت ابان بن تغلب را پذيرفتند كه آن هم از جهت سندى ناتمام مىباشد لذا به نظر مىرسد كه اين دليل ، تنها بر مبناى بزرگانى كه ظهور روايات فوق را در ناظر بودن به صيغه عقد پذيرفته‌اند تمام است و استدلال استاد - مد ظلّه - نوعى استدلال جدلى است . به هر حال عمده اتكاء استاد در مسأله به اطلاق مقامى مىباشد .