تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3132

مساهمون:

ص٣١٣٢

2 - بررسى وجود اطلاقات در باب عقد نكاح

در باب عقد نكاح دو دسته اطلاقات مىتواند مطرح گردد . دسته اوّل : اطلاقات مربوط به تمام عقود ، در مورد اين اطلاقات پيشتر بحث كرده و ناتمامى آنها را ثابت كرديم « 1 » و تنها اطلاق
« أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ »
را پذيرفتيم كه اختصاص به بيع دارد . دسته دوم : روايات آمره به نكاح و انكاح همچون
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ
« 2 » اين دسته ادله تنها بر استحباب تزويج مجردها دلالت دارد و امّا اين كه نكاح كه امرى است اعتبارى با چه وسيله محقق مىگردد و در تحقق آن شرطى وجود دارد يا ندارد ؟ به آن ناظر نيست . در توضيح اين مطلب مىگوييم وقتى گفته مىشود : « اكرم العلماء » اين جمله روشن نمىكند كه مصداق اكرام كدام است ، ولى چون اكرام مفهومى است عرفى با هر چه در عرف مصداق اكرام تلقى مىگردد . اين امر امتثال مىگردد ، ولى در باب نكاح ، سبب تحقق علقه زوجيت بين دو نفر كه با اين سبب دو نفر كه با يكديگر رابطه خاص نداشته‌اند رابطه پيدا مىكنند ( كه اين رابطه احكام خاصه‌اى را هم بدنبال دارد ) امرى است شرعى و بايد از شرع فهميد كه چه چيزى را شارع سبب قرار داده است و از خود اوامرى كه به نكاح امر كرده ، چيزى در اين زمينه استفاده نمىگردد ، عرف هم در اين زمينه نمىتواند راهگشا باشد چه ملل مختلف هر يك تشريفات بخصوصى درباره عقد نكاح دارند و براى تعيين تشريفات دين اسلام در اين زمينه بايد از خود شرع ، دليل خاص يا عام وارد گردد . خلاصه اين كه ما اطلاقى در باب اسباب تحقّق علقه زوجيت نداريم ، اين امر در بحثهاى بسيارى مؤثر است لذا بسيارى از بزرگان همچون محقق كركى ، صاحب رياض و مرحوم نراقى در مستند با توجه به فقدان اطلاق ، با توجه به اصالة الفساد در مسأله ما و
هامش
( 1 ) در جلسات آينده ( درس شماره 337 ) توضيح بيشترى در اين زمينه خواهد آمد و نيز ر . ك : جلسه شماره 289 . ( 2 ) نور / 33 .