بعضى جمله « زوجينى نفسك » را انشاء قبولِ مقدم دانسته و خواستهاند اعتبار لفظ در صيغه عقد را از حديث استظهار نمايند ، و لكن اين خلاف ظاهر است و اين درخواست محض از زن و مذاكرات مقدماتى است و اصلًا در مقام انشاء نيست .
حتى اگر مقاوله نبود و در مقام انشاء هم بود باز دلالت بر خصوصيت لفظ نداشت ، به همان وجهى كه در احاديث گذشته بيان شد .
6 ) روايت هشام بن سالم الجواليقي :
محمد بن الحسين عن موسى بن سعدان عن عبد الله بن القاسم عن هشام بن سالم الجواليقى عن ابى عبد الله عليه السلام فى حديث قال : قلت : ما اقول لها ؟ قال : تقول لها : أتزوجك على كتاب الله و سنة نبيه و الله وليّى و وليك ، كذا و كذا شهراً بكذا و كذا درهماً على أنّ لى الله عليك كفيلًا ليفين لى ، و لا اقسّم لك ، و لا اطلب ولدك ، و لا عدّة لك علىّ ، فاذا مضى شرطك فلا تتزوّجى حتى يمضى لك خمسة و اربعون يوماً و إن حدث بك ولد فاعلمينى . « 1 »
اين روايت نيز مانند احاديث گذشته اوّلًا ظهورى ندارد كه اين مطالب را در مقام انشاء عقد بگويد بلكه صحبتهاى قبل از عقد است . ثانياً اگر در مقام انشاء هم باشد ذكر بسيارى از قطعات حديث لازم نيست و اين الفاظ خصوصيتى ندارد و لذا استفاده اعتبار لفظ از اين حديث نيز نمىشود .
* نتيجه بحث : اعتبار لفظ در اجراى عقد نكاح را نمىتوان از احاديث استظهار كرد ، در عين حال اين مسأله به دو دليل مسلّم و تمام است :
اوّل : اجماع ، چون اين از مسائلى است كه از قديم محل ابتلاء عموم بوده و با مراجعه به فتاواى فقهاء از ابن جنيد و ابن ابى عقيل ( اوائل قرن چهارم ) و صدوق ( قرن چهارم ) و آنچه فتوى از قدماء در دست است در مىيابيم كه هيچ اختلافى مطرح نشده كه اختياراً عقد با فعل يا كتابت جايز باشد و از اوّل جزء مسلّمات بين مسلمين بوده كه در حال عادى لفظ معتبر است . و مثلًا به مجرّد فرستادن چيزى به
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 21 ، ص 45 ، باب سابق ، ح 6 .