الايام كان طلاقها فى شرطها و لا عدّة لها عليك . « 1 »
اين حديث كيفيت تزويج متعه را بيان مىكند كه وقتى مدّت عقد سپرى شد خودبخود جدا مىشوند و احتياج به طلاق ندارد .
در عبارت « لا عدّة لها عليك » دو احتمال هست : اول اينكه در بعضى روايات آمده كه مرد هم بايد براى احترام زن - در فوت يا طلاق او - عدّه نگهدارد . و اين از آداب و سنن مىباشد و در اين حديث مىفرمايد : در متعه چنين عدهاى و لو به نحو استحباب به عهدهء مرد نيست .
و ممكن است مراد جواز نكاح با مثل خواهر زن - به مجرّد تمام شدن وقت متعه - باشد و براى مرد لازم نباشد تا اتمام عدّه صبر كند . چون عدّه متعه بائن است و مرد بعد از آن وظيفه و محذورى ندارد . احتمال اقوى همين احتمال است هر چند بر خلاف اين احتمال روايتى هم وارد شده است .
به هر حال : اين روايت نيز براى اعتبار لفظ در عقد قابل استدلال نيست ، چون دو احتمالى كه در روايت قبل بيان شد در اينجا نيز مىآيد .
4 ) موثقه سماعه عن ابى بصير :
عن محمد بن الحسين و عن عدّة من اصحابنا عن احمد بن محمد عن عثمان بن عيسى عن سماعة عن ابى بصير قال : لا بدّ من أن يقول فيه هذه الشروط : أتزوجك متعة كذا و كذا يوماً بكذا و كذا درهماً ، نكاحاً غير سفاح على كتاب الله و سنة نبيّه و على أن لا ترثينى و لا ارثك و على ان تعتدى خمسة و اربعين يوماً . و قال بعضهم حيضة « 2 »
اين روايت موقوف است زيرا از امام نقل نشده و ظاهراً فتواى ابى بصير مىباشد .
اما ذيل حديث « قال بعضهم حيضة » ظاهراً اين كلام سماعه يا روات بعدى است سماعه يا روات بعدى مىگويند : ابى بصير چنين مىگويد و بعضى از علماء به جاى
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 21 ، ص 44 ، باب سابق ، ح 3 .
( 2 ) وسائل ، ج 21 ، ص 44 ، باب سابق ، ح 4 .