تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3122

مساهمون:

ص٣١٢٢
ثانياً : اگر عبارت « و قد رضيت » هم بود استظهار اعتبار لفظ نمىشد ، چون عبارت « اذا قالت نعم » به حسب تفاهم عرفى كنايه است . مثل اينكه در عرف مىگويند : فلانى هنوز بله نگفته ، اگر بله بگويد كار تمام است ، يعنى خصوصيتى براى بله نيست ، بلكه با هر چيزى موافقتش را اظهار كند چه بگويد « نعم » يا « قبلتُ » يا « اوافق ذلك » يا مثلًا پاى ورقه را امضاء كند « 1 » تمام اينها را عرفاً به معناى گفتن « بله » به حساب مىآورند و كافى است و اگر ذاتاً همچنين تفاهم عرفى را نپذيريم و بگوييم از روايت خصوصيت فهميده مىشود به جهت قرينهء خارجى بايد از اين خصوصيت رفع يد كنيم زيرا از نظر فقهى مسلم است كه « قبلت » كافى است پس خصوصيتى براى « نعم » نيست . از اين رو لفظ بما هو موضوعيتى ندارد و نعم كنايه از چيزى است كه زن با آن موافقت خودش را ابلاغ مىكند . وقتى كنايه شد ، اين روايت كافى نبودن اشاره و كتابت را نفى نمىكند .

2 ) روايت ثعلبة :

و عن على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى بصير عن ثعلبه قال : تقول : أتزوّجكِ متعةً على كتاب الله و سنة نبيه نكاحاً غير سفاح ، و على أن لا ترثينى و لا ارثك ، كذا و كذا يوماً بكذا و كذا درهماً ، و على أنّ عليك العدّة . « 2 » بعضى خواسته‌اند به اين روايت استدلال كنند كه در عقد نكاح لفظ معتبر است . لكن اوّلًا : به قرينه اينكه تمام آنچه در تحقق نكاح معتبر است - مثل قبول زوجه كه تا او قبول نكند عقد محقق نمىگردد - در روايت نيامده ، همچنين چون متعه از موارد عمومى بناى عقلاء و امر رايجى نبوده ، بلكه شرع مقدس اسلام آن را آورده ، از
هامش
( 1 ) يكى از برادران مىگفت : وقتى خواستم ازدواج كنم مادر عيالم موافقت نمىكرد ، با او صحبت كردم . بعد رفت و شيرينى آورد و جلوى من گذاشت و به اين طريق رضايت خود را ابراز كرد . ( 2 ) وسائل ، ج 21 ، ص 43 ، باب 18 از ابواب متعه ، ح 2 .