26 / 6 / 1380 دوشنبه درس شمارهء ( 334 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
بحث در اعتبار لفظ در عقد نكاح بود ، روايات مسأله را بررسى مىكرديم . در اين جلسه ابتدا با طرح بقيهء روايات ، آنها را براى اعتبار لفظ كافى ندانسته و براى اثبات اعتبار آن به اجماع و استصحاب تمسك مىكنيم ، آنگاه فرع ديگرى از عروة را ( كه آيا لفظ متعه براى عقد دائم كافى است يا نه ؟ ) مورد بررسى قرار مىدهيم .
* * *
الف ) بررسى روايات در اشتراط لفظ در عقد نكاح :
1 ) روايت ابان بن تغلب « 1 » :
در جلسه گذشته عرض شد كه مرحوم آقاى خويى عبارت « فإذا قالت نعم فقد رضيت » در اين روايت را ظاهر در اعتبار لفظ براى تحقق عقد دانستهاند . « 2 »
ولى به نظر ما استدلال به اين روايت تمام نيست ؛ بلكه حديث ظاهر در خلاف آن ( عدم اعتبار لفظ ) مىباشد ، چون اوّلًا : عبارت به صورت « و قد رضيت » نيست تا موهم اين معنا باشد كه زن در حالى كه راضى است بايد بله هم بگويد و اين را قرينه بر اعتبار لفظ بدانيم ، بلكه عبارت به شكل « فقد رضيت » است و اين بدان معناست كه آن رضايتى كه ملاك براى صحت ازدواج است با اين لفظ كشف شده و موضوع - اثباتاً و ثبوتاً - با آن محقق مىگردد .
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 21 ، ص 43 ، باب 18 از ابواب متعه ، ح 1 .
( 2 ) كتاب النكاح ، ج 2 ، ص 160 .