لا مورثة كذا و كذا يوماً ، بكذا و كذا درهماً ( الى ان قال ) فاذا قالت ، نعم ، فقد رضيت و هى امرأتك و انت اولى الناس بها » « 1 » عبارت مرحوم آقاى خويى اينچنين است ( اذا قالت نعم فقد رضيت . . . ) هو ظاهر الدلالة فى عدم كفاية الرضا الباطنى و اعتبار اللفظ بحيث لو لا قولها « نعم » لما تحقق الزوجية و لما كان الرجل اولى الناس بها
4 ) پاسخ استاد مد ظله از استدلال به روايت ابان بن تغلب :
به نظر ما استدلال به اين روايت براى اثبات اعتبار لفظ در عقد نكاح ، صحيح نيست زيرا
اولًا : اين روايت از جهت سند ، مشكل دارد ، چرا كه « ابراهيم بن الفضل » كه در هر دو طريق ، در سند اين روايت قرار گرفته است ، در كتب رجالى توثيق نشده است « 2 » .
و ثانياً : قطع نظر از اشكال سندى ، دلالت روايت نيز بر اعتبار لفظ تمام نيست بلكه به عقيدهء ما اين روايت دلالت دارد بر اينكه در باب انشاء عقد معتبر ، ابراز رضايت است حال ابراز آن بواسطهء لفظ و قول باشد يا بواسطه هر چيز ديگر فرقى ندارد . اما اينكه بر اعتبار لفظ دلالت ندارد چونكه با دقّت در اين روايت معلوم مىشود كه بسيارى از خصوصياتى كه براى انشاء عقد ذكر شده است از باب مثال است و دخالتى در ماهيت و حقيقت انشاء ندارد . بطور مثال در اين روايت مهر را در عقد متعه فلان مقدار از درهم ذكر نموده با اينكه بلا شك غير از درهم نيز چيزهاى ديگر مثل دينار يا حتى افعال خارجى و يا تعليم قرائت قرآن و مانند آن مىتواند به عنوان مهر قرار داده شوند . پس ذكر درهم به خاطر حساب متعارف و غالب است
هامش
( 1 ) الوسائل ، ج 21 ، كتاب النكاح ، ابواب المتعه ، ب 18 ، ح 1 .
( 2 ) ( توضيح بيشتر ) مرحوم آقاى خويى از روايت فوق به عنوان صحيحه ابان بن تغلب تعبير كردهاند كه وجه آن معلوم نيست ، آرى بر طبق مبانى غير ايشان مىتوان با عنايت به روايت جعفر بن بشير از ابراهيم بن الفضل ( فقيه 2 : 265 / 2388 ) وثاقت وى را اثبات كرد ، ولى مرحوم آقاى خويى خود وثاقت مشايخ جعفر بن بشير را قبول ندارد ، از سوى ديگر ايشان در معجم الرجال 2 : 268 درباره اين روايت اختلاف نسخه را نقل كرده و نسخهء ابراهيم بن المفضّل را ترجيح دادهاند .