تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3118

مساهمون:

ص٣١١٨
حين زوّجه حوّاء و أما الكلمات فهى الكلمات التى شرط الله عزّ و جلّ بها على آدم أن يعبده و لا يشرك به شيئاً و لا يزنى و لا يتخذ من دونه وليّا » « 1 » طبق اين روايت مراد از كلمة يا كلمات الله كه موجب اباحه و حليت فروج نساء براى شوهرانشان مىشود همان شرائطى است كه خداوند بر حضرت آدم نموده است . در بعضى از روايات معتبرهء ديگر هم آمده است كه بما گفته‌اند تزويج نمائيد ، به شرط اللّه كه شرط خداوند همين مواردى است كه در اين روايت ذكر شده است و لذا اين روايت نمىتواند دليل بر اعتبار لفظ در انشاء عقد نكاح باشد . روايت ديگر در اين بحث روايت بريد عجلى است كه در جلسه قبل بررسى گرديد .

3 ) تمسك به روايات باب « متعه » ( روايت ابان بن تغلب ) :

در جلسه قبل گفتيم كه عدّه‌اى من جمله مرحوم آقاى خوئى ، بر اساس تقريبى كه در اول بحث بيان كرديم ، از روايات وارده دربارهء كيفيت اجراى صيغهء عقد انقطاعى ، استفاده نموده‌اند كه پس اصل نياز به لفظ در انشاء عقد انقطاعى پيش سائل و امام عليه السلام معلوم بوده است و در نتيجه بواسطه اولويت نتيجه گرفتند كه پس در انشاء عقد دائم نيز لفظ معتبر است . در اين جلسه يكى از رواياتى را كه مرحوم آقاى خوئى اعتناء بيشترى به آن نموده و مىفرمايند كه در اثبات اعتبار لفظ دلالت روشنى دارد را ذكر مىكنيم و خواهيم گفت كه اين روايت درست شاهد بر خلاف حرف آقاى خويى رحمه الله است . و اما روايت : محمد بن يعقوب ، عن علىّ بن ابراهيم ، عن أبيه ، عن عمرو بن عثمان ، عن ابراهيم بن الفضل ، عن ابان بن تغلب و عن على بن محمد ، عن سهل بن زياد ، عن اسماعيل بن مهران و محمد بن اسلم عن ابراهيم بن الفضل عن ابان بن تغلب قال : قلت لأبى عبد الله عليه السلام : كيف اقول لها اذا خلوت بها ؟ قال : نقول : أتزوجك متعة على كتاب الله و سنتى نبيّه لا وراثة و
هامش
( 1 ) معانى الاخبار ، ص 212 ، طبع جامعة المدرسين .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3118 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز