كلى امر به ازدواج و استفاده بردن از همسران است بوده باشد و بنابراين ، اين قسمت از روايت دلالت بر لزوم وجود لفظ در انشاء عقد نكاح ندارد . مرحوم سيد مرتضى در مقام پاسخ از اين اشكال چنين مىفرمايند : « قلنا : تحليل الفرج لم يحصل بهذا القول و لو كان حاصلًا به لاستغنى عن العقد فى الإيجاب و القبول فى الإباحة ، و انما آيات القرآن استفيد منها الأذن فيما يقع به التحليل و الإباحة و هو العقد و الايجاب و القبول » خلاصه جواب مرحوم سيد مرتضى اين است ، در روايت مورد بحث تعبير اين است كه فروج نساء با اين كلمات الهى براى شما حلال مىشود . و پر واضح است كه صرف وجود آياتى از قبيل
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ
. . . موجب حلّيت فروج نساء براى مردان نمىشود چرا كه مسلم است كه در عقد نكاح ايجاب و قبول معتبر است و اگر وجود اين آيات براى اباحه و حليت كافى بود ، ديگر نيازى به شرط كردن اين كه در عقد نكاح ايجاب و قبول معتبر است نبوده ، پس بنابراين معناى آيات آمرهء به نكاح اين است كه خداوند متعال براى بشر اجازهء اينكه با اسباب خاصى همچون عقد و ايجاب و قبول ، نكاح را تحقق بدهند ، داده است .
2 ) جواب استاد مد ظلّه از استدلال به اين روايت :
اين روايت علاوه بر اينكه از نظر سند اشكال دارد ، از نظر دلالت هم محل اشكال است و نمىتواند با تمسك به فقرهء « اخذتموهن على امانات الله عز و جل ما استحللتم من فروجهن بكلمة الله » گفت كه مراد از « كلمة الله » همان الفاظ « زوجّت » و « انكحت » هستند كه بايد عقد نكاح بواسطهء آنها انشاء شود ، زيرا مرحوم صدوق در كتاب « معانى الأخبار » در ذيل بابى كه به همين عنوان مطرح كرده است يعنى « بابُ معنى قول النبى صلى الله عليه و آله « اخذتموهن بأمانة الله و استحللتم فروجهن بكلمات اللّه » روايتى را در معناى مراد از « كلمات الله » اينطور نقل مىكند : ابى - رحمه الله - قال : حدثنا سعد بن عبد الله عن قاسم بن محمد عن سليمان ابن داود يرفع الحديث قال ، قال رسول الله صلى الله عليه و آله « أخذتموهن بامانة الله و استحللتم فروجهن بكلمات اللّه » فاما الأمانة فهى التى اخذ الله عزّ و جلّ على آدم