25 / 6 / 1380 يكشنبه درس شمارهء ( 333 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسه قبل درباره اعتبار اصل لفظ در صيغه نكاح سخن گفتيم . در اين باره با توجه به تسلم مسأله در ميان فقهاء از جهت فتوايى بحث نيست ، ولى بايد درباره ادله مسأله كه در كلمات برخى فقهاء آمده بحث شود ، در اين جلسه به ادامه توضيح كلام شيخ انصارى در اين زمينه پرداخته ، به ناتمامى اشكال مرحوم آقاى خويى پرداخته با توجيهى در كلام ايشان اصل ناظر بودن اين كلام را به بحث اشتراط لفظ در صيغه نكاح انكار مىكنيم ، در ادامه به بررسى رواياتى كه در اين زمينه به آنها استدلال شده مىپردازيم و از جمله قصه حولاء كه سبب استحلال فروج را
« كَلِمَةُ اللَّهِ »
دانسته ولى با توجه به تفسير « كلمات الله » در معانى الاخبار روايت به مسأله اشتراط لفظ در صيغه نكاح ربطى ندارد . در ادامه به بررسى روايات ابان بن تغلب مىپردازيم ، اين روايت بر خلاف نظر مرحوم آقاى خويى ، بر عدم اشتراط لفظ دلالت دارد و تمام ملاك را در صحت نكاح ابراز رضايت ( با هر مبرزى ) مىداند ولى چون از جهت سندى صحيح نيست نمىتواند در اين بحث نفياً و اثباتاً به آن استدلال كرد .
* * *
الف ) بررسى كلام شيخ انصارى در اشتراط لفظ در عقد كلام :
1 ) طرح بحث ( يادآورى ) :
در جلسه قبل با عنايت به تسلّم اشتراط لفظ در بين فقهاء ، بر لزوم لفظ در عقد نكاح تأكيد كرديم ، استدلال ديگرى از كلام مرحوم شيخ انصارى استفاده شده كه در