وجه اول ، اينكه آيهء شريفه فرد متعارف را بيان مىكند و گرنه اينطور نيست كه در هر عقدى تمام اين مراحل طى شده باشد
وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ
در كار باشد و يا انزال الماء شده باشد .
روايت شريفه هم كه ميثاق را به صيغهء عقد و انشاء لفظى تفسير كرده است ممكن است ناظر به فرد متعارف بوده زيرا انشاء عقد به طور متعارف با لفظ انجام مىگيرد و با فعل واقع نمىشود . لذا اگر زوج اخرس هم باشد و با اشاره انشاء نكاح كرده باشد نه با لفظ باز نمىتواند مهر را پس بگيرد . به هر حال چون روايت طريق انشاء را منحصر در لفظ نمىكند بلكه تنها به فرد متعارف انشاء عقد ناظر است استدلالى به روايت بر مطلوب نمىتوان كرد ، پس روايت مؤيّد است نه دليل .
وجه دوم ، اينكه در بسيارى از آيات و روايات كلمه بر موجودات تكوينى اطلاق شده است تعبير الكلمات التامة بر موجودات تكوينى در روايات اطلاق شده است در قرآن كريم « 1 » هم به حضرت عيسى « كلمه » اطلاق شده است كه مراد مخلوق و موجود تكوينى است . و شايد اطلاق كلمه به اين لحاظ باشد كه در خلق موجودات
« إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
. لذا مخلوقات كلمهء الهى هستند . خلاصه آن كه استعمال كلمه در معناى مخلوقات الهى استعمالى شايع است .
در مقام هم ممكن است مراد از كلمه ، آن موجودى باشد كه به وسيلهء آن موجود شما عقد مىكرديد چه لفظ باشد و چه غير لفظ باشد نه خصوص كلمهء لفظى و چون احتمال چنين معنايى در روايت احتمالى عقلايى است ، استدلال به روايت نمىتوان كرد و روايت مؤيّد محسوب مىشود .
10 ) استدلال مرحوم آقاى خويى قدس سرّه به روايات باب متعه :
مرحوم آقاى خوئى به روايات باب متعه از جمله روايت ابان بن تغلب كه راوى مىگويد : كيف أقول لها اذا خلوت بها ؟ قال نقول أتزوجك متعة . . . فاذا قالت نعم فقد رضيت
هامش
( 1 ) قال تعالى :إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ( النساء / 171 ) انظر آل عمران / 45 ، 39 أيضاً .