6 ) دليل بر لزوم اعتبار لفظ در انشاء عقد نكاح
( اجماع بلكه تسلّم بين الفريقين ) :
ليكن آنچه مانع است از اينكه ما مطلق انشاء را كافى بدانيم تسلّم و ضرورت بين المسلمين است كه از اول ما هر چه نگاه كرديم ببينيم از سابقين كسى قائل به كفايت انشاء معاطاتى شده است يا نه ؟ كسى را پيدا نكرديم بلكه اصلًا بحث معاطاة قبل از مرحوم شيخ مطرح نشده است تا بگويند معاطات جايز نيست يا جايز است .
عدهاى از فقهاء گفتهاند كه در انشاء نكاح لا بدّ من الصيغة ( و ظاهر آن صيغهء لفظى است ) لكن همه ، حتّى كسانى كه تصريح نكردهاند در انشاء و نكاح صيغه لازم است .
مفروغ عنه گرفتهاند كه براى انشاء ، لفظ لازم است و بحثها همه در خصوصيات الفاظ است كه آيا ماضى بايد باشد يا نه ؟ تقدم ايجاب بر قبول لازم است يا نه ؟ و مانند آن ، اما اعتبار لفظ براى انشاء ، مورد اتفاق و تسلّم خاصه و عامّه است و اين مسأله از مسائل عامّ البلوى است اگر خلاف اين طريق ، طريق ديگرى بود بر ملاء و ظاهر مىشد .
7 ) استدلالى ديگر از مرحوم آقاى خويى به اعتبار لفظ در انشاء عقد :
مرحوم نراقى در مستند « 1 » يك مطلبى را به عنوان تأييد ذكر كرده و مرحوم آقاى خويى به عنوان استدلال ذكر كردهاند كه در صحيحهء بريد عجلى چنين آمده است :
قال : سألت أبا جعفر عليه السلام عن قول الله عزّ و جلّ :
« وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً »
[ النساء / 21 ] قال : الميثاق هى الكلمة التى عقد بها النكاح و أمّا قوله :
« غَلِيظاً »
فهو ماء الرجل يفضيه اليها « 2 »
صدر آيه شريفه چنين است : «
وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ
الآية »
چند نكته :
نكتهء 1 :
در كافى ( تصحيح آقاى غفارى ) « 3 » و پاورقى آن به جاى أخذن ، أخذنا دارد .
هامش
( 1 ) مستند الشيعة 16 / 84 .
( 2 ) وسائل الشيعة 20 / 262 باب 1 من أبواب عقد النكاح و اولياء العقد ، ح 4 .
( 3 ) فروع الكافى 5 / 560 ، حديث 19 .